خبرگزاری کردپرس _ ما به شعبدهباز پول میدهیم تا ما را فریب دهد؛ و عجیب اینجاست که از این فریب، لذت میبریم.
در ظاهر، این جمله درباره سرگرمی است، اما در عمق خود تصویری از زیست روزمره انسان معاصر را آشکار میکند. ما در بسیاری از جنبههای زندگی، آگاهانه وارد بازیهایی میشویم که در آن حقیقت قربانی شگفتی، آسایش یا احساس خوشایند میشود. شعبدهباز روی صحنه فقط نمونهای نمادین از همان رفتاری است که ما هر روز در مواجهه با تبلیغات، شبکههای اجتماعی، روابط انسانی و حتی سیاست تجربه میکنیم. او میگوید نگاه کن، ولی «درست» نگاه نکن. ما نیز با رضایت، انتخاب میکنیم «ندیدنِ آنچه واقعاً هست» را، چون حقیقت همیشه خستهکنندهتر از خیال است.
ما از فریب میترسیم، اما از فریب دلخواه خود استقبال میکنیم. تبلیغاتی که وعده زندگی رؤیایی میدهند، فیلترهایی که چهرهها را بینقص میکنند، یا روایتهایی که به باورهای ما نزدیکترند. همگی نسخههایی روزمره از همان شعبدهاند.
تفاوت در این است که این بار ما هم تماشاگر و هم کارگردان فریبیم. در واقع، شعبده در زندگی امروز فقط صحنه نمایش نیست؛ الگویی روانی برای معنا دادن به جهان پیچیدهی ماست. ما با پذیرش فریب کنترلشده، اضطراب خود را آرام میکنیم و به نظم خیالی جهان ایمان میآوریم. این همان معامله میان «آگاهی و آرامش» است: میدانیم پشت پرده چیست، اما ترجیح میدهیم تماشاگر بمانیم. شاید راز محبوبیت شعبده همین باشد، فرصتی کوتاه برای تجربهی دروغی زیبا، در جهانی که واقعیتش اغلب بیرحمانه است.

نظر شما