به گزارش کردپرس، اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره کردها بار دیگر یکی از قدیمیترین شکافهای خاورمیانه را آشکار کرده است؛ شکافی که بسیاری از کردها آن را سابقه طولانی استفاده ابزاری و سپس رها شدن توسط آمریکا میدانند. رئیسجمهور آمریکا در روزهای گذشته نهتنها مدعی شد واشنگتن در جریان جنگ اخیر قصد ارسال سلاح برای نیروهای کرد را داشته، بلکه کردها را متهم کرد این تسلیحات را برای خود نگه داشتهاند؛ ادعایی که با واکنش تند رهبران کرد روبهرو شد.
ترامپ در سخنانی جنجالی گفت: «کردها ما را ناامید کردند. این یک ننگ است و من این موضوع را به یاد خواهم داشت.» او همچنین مدعی شد کردها «همیشه بیشتر میخواهند و فقط میگیرند.»
این سخنان در حالی مطرح شده که هم دولت اقلیم کردستان عراق و هم احزاب کرد دریافت هرگونه سلاح از آمریکا را تکذیب کردهاند. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا نیز تلاش کرد اظهارات ترامپ را تعدیل کند و گفت سخنان او نباید بهعنوان تأیید یک برنامه مخفی تسلیحاتی تلقی شود.
با این حال، پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا اساساً طرحی برای همکاری نظامی میان آمریکا و گروههای کردی وجود داشته است؟
کردها؛ قربانی جنگ روایتها
در روایت ترامپ، کردها بهعنوان متحدانی ناسپاس معرفی میشوند که از کمکهای آمریکا سوءاستفاده کردهاند. در روایت اسرائیلی نیز کردها بهعنوان ابزاری بالقوه برای پیشبرد اهداف تلآویو تصویر میشوند؛ تصویری که میتواند اتهامات دیرینه درباره وابستگی جنبشهای کردی به قدرتهای خارجی را تقویت کند.
در مقابل، روایت غالب در ترکیه و بخشی از اقلیم کردستان عراق این است که رهبران کرد تصمیم گرفتند وارد پروژهای نشوند که منافع آن نامشخص و هزینههایش بسیار سنگین بود.
تاریخی از وعدهها و رها کردنها
واکنش سرد افکار عمومی کردها به اظهارات ترامپ ریشه در تجربهای بسیار عمیقتر دارد. برای بسیاری از کردها، سخنان اخیر رئیسجمهور آمریکا تنها آخرین حلقه از زنجیرهای طولانی از بیوفاییها و عقبنشینیهای واشنگتن است.
نمونههای این تجربه تاریخی کم نیستند:
- سکوت بخش بزرگی از جامعه جهانی در برابر حملات شیمیایی رژیم صدام حسین علیه کردها در سال ۱۹۸۸؛
- بیتوجهی مداوم قدرتهای غربی به سیاستهای سرکوبگرانه ترکیه علیه کردها؛
- عدم تحقق بسیاری از انتظارات کردهای عراق از آمریکا پس از سقوط صدام حسین در سال ۲۰۰۳؛
- مخالفت آمریکا و کشورهای غربی با همهپرسی استقلال اقلیم کردستان در سال ۲۰۱۷؛
- تصمیم ترامپ در سال ۲۰۱۹ برای خروج نیروهای آمریکایی از شمال سوریه که راه را برای عملیات نظامی ترکیه علیه نیروهای کرد هموار کرد؛
- و سرانجام موضع محتاطانه واشنگتن در قبال تحولات اخیر سوریه و مطالبات سیاسی کردها.
این مجموعه رویدادها در حافظه سیاسی کردها این باور را تقویت کرده که آمریکا هر زمان به همکاری کردها نیاز داشته از آنان حمایت کرده، اما هنگامی که پای روابط واشنگتن با دولتهای مهم منطقه مانند ترکیه، عراق یا سوریه به میان آمده، اولویت را به این روابط داده است.
چرا دیگر کردها از ورود به جنگ آمریکا ابا دارند؟
بسیاری از ناظران معتقدند تجربه دهههای گذشته باعث شده بخش مهمی از جریانهای سیاسی کرد با احتیاط بیشتری به پیشنهادهای قدرتهای خارجی نگاه کنند.
یک مقام کرد که نخواست نامش فاش شود، در گفتوگویی با نشنال کانتکست گفته است: « در جهانی که قدرتهای بزرگ صرفاً بر اساس منافع خود عمل میکنند، چرا باید کردها جنگ دیگران را برای حقوقی که معلوم نیست دریافت می کنند، یا نه، به دوش بکشند؟»
اهانت تازه ترامپ در دل یک زخم قدیمی
برای بسیاری از کردها، مسئله فقط یک اتهام یا یک اختلاف سیاسی نیست. آنچه واکنشها را برانگیخته، لحن تحقیرآمیز ترامپ نسبت به مردمی است که در سالهای گذشته در عراق و سوریه از مهمترین متحدان آمریکا در نبرد با داعش محسوب میشدند.
از نگاه منتقدان، ترامپ تلاش میکند شکست اهداف بزرگتر آمریکا و اسرائیل را به گردن بازیگری بیندازد که نه دولت مستقل دارد و نه توان پاسخگویی مؤثر در عرصه بینالمللی. به همین دلیل، اظهارات او در میان بسیاری از کردها نه یک انتقاد سیاسی، بلکه نمونهای دیگر از همان الگوی تاریخی تلقی میشود؛ الگویی که در آن کردها بارها بهعنوان متحد به کار گرفته شدهاند، اما در بزنگاههای حساس تنها ماندهاند.
امروز نیز در حالی که واشنگتن و متحدانش در حال ارزیابی نتایج جنگ اخیر هستند، بسیاری از کردها معتقدند داستان تغییر نکرده است: قدرتهای بزرگ همچنان به دنبال منافع خود هستند و کردها بیش از هر زمان دیگری ناچارند سرنوشت خود را بر پایه محاسبات و منافع خویش تعریف کنند، نه وعدههای قدرتهای خارجی.
منابع: کنورسیشن، نشنال کانتکست

نظر شما