دکترین جدید واشنگتن؛ تبدیل عراق و سوریه به کریدور اقتصادی

سرویس جهان- توافق‌های اخیر آمریکا با عراق و سوریه، از بازسازی خط لوله کرکوک–بانیاس تا ورود شرکت‌های بزرگ نفتی و فناوری آمریکایی، نشان می‌دهد واشنگتن در حال طراحی یک نظم منطقه‌ای جدید است که انرژی، فناوری و سرمایه را به ابزار اصلی نفوذ خود تبدیل می‌کند.

به گزارش کردپرس، در ظاهر، سفر اخیر تام باراک، نماینده ویژه رئیس‌جمهور آمریکا، به بغداد، اربیل و دمشق مجموعه‌ای از دیدارهای دیپلماتیک و قراردادهای اقتصادی به نظر می‌رسد. اما کنار هم قرار دادن توافق‌های امضا شده در عراق و سوریه، از شکل‌گیری الگویی خبر می‌دهد که فراتر از چند پروژه انرژی است؛ الگویی که می‌توان آن را تلاش آمریکا برای ایجاد یک معماری اقتصادی-امنیتی مشترک در عراق و سوریه دانست.

در این چارچوب، واشنگتن می‌کوشد نفوذ خود را نه از طریق استقرار نیروهای نظامی، بلکه با اتکا به شبکه‌ای از خطوط لوله، میادین نفتی، زیرساخت‌های انرژی، فناوری ارتباطات و سرمایه‌گذاری‌های کلان تثبیت کند.

بغداد؛ امنیت در برابر سرمایه‌گذاری

نخستین نشانه این راهبرد در بیانیه مشترک دولت عراق و آمریکا پس از دیدار علی الزیدی، نخست‌وزیر عراق، با تام باراک در ۱۵ ژوئن آشکار شد. در این بیانیه، دولت عراق متعهد شد روند خلع سلاح و انحلال گروه‌های مسلح خارج از کنترل دولت را تکمیل کند؛ موضوعی که همواره یکی از مطالبات اصلی واشنگتن بوده است.

در مقابل، آمریکا بسته‌ای از پروژه‌های اقتصادی و انرژی را اعلام کرد؛ از جمله:

  • صدور مجوز فعالیت استارلینک در عراق
  • ورود شورون به پروژه‌های نفتی غرب القرنه-۲ و ناصریه
  • تضمین امنیت فعالیت شرکت‌های HKN، Western Zagros و Hunt
  • احداث پایانه واردات LNG توسط Excelerate Energy در خور الزبیر
  • امضای تفاهم‌نامه بازسازی خط لوله کرکوک–بانیاس با مشارکت TI Capital

همچنین اعلام شد دونالد ترامپ در اواسط ژوئیه میزبان نخست‌وزیر عراق در کاخ سفید خواهد بود که نشانه‌ای از اهمیت روزافزون عراق در راهبرد جدید آمریکا است.

دمشق؛ آغاز بازگشت شرکت‌های آمریکایی

تقریباً همزمان، تحولات مشابهی در سوریه نیز رخ داد. محمد البشیر، وزیر انرژی سوریه، در فاصله ۹ تا ۱۳ ژوئن در واشنگتن با شرکت‌های بزرگ انرژی آمریکا دیدار کرد.

اندکی بعد، شرکت نفت سوریه نخستین قرارداد توسعه میادین نفتی با ConocoPhillips و شرکت Novaterra را امضا کرد؛ قراردادی که نخستین همکاری رسمی میان یک شرکت بزرگ نفتی آمریکایی و دولت جدید سوریه محسوب می‌شود. در همین زمان، مقام‌های استان حسکه نیز تأیید کردند شرکت آمریکایی HKN Energy فعالیت در برخی از میادین نفتی‌ای را آغاز کرده که پیش‌تر در اختیار نیروهای سوریه دموکراتیک (SDF) بود و اخیراً به صورت رسمی به دولت دمشق واگذار شده‌اند.

این تحولات نشان می‌دهد آمریکا عراق و سوریه را نه به عنوان دو پرونده جداگانه، بلکه به عنوان اجزای یک فضای اقتصادی و انرژی واحد دنبال می‌کند.

نقش محوری تام باراک

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های این تغییر، تمرکز مسئولیت‌ها در اختیار تام باراک است.او اکنون هم‌زمان سه سمت کلیدی را بر عهده دارد:

  • سفیر آمریکا در ترکیه
  • نماینده ویژه آمریکا در امور سوریه
  • نماینده ویژه رئیس‌جمهور آمریکا در امور عراق

به این ترتیب، سه محور آنکارا، بغداد و دمشق از طریق یک کانال واحد مدیریت می‌شوند؛ موضوعی که نشان می‌دهد واشنگتن نگاه منطقه‌ای تازه‌ای به این سه کشور پیدا کرده است.

شرکت‌هایی که دو سوی مرز فعالیت می‌کنند

فهرست شرکت‌های آمریکایی نیز همین تصویر را تقویت می‌کند. شرکت HKN Energy اکنون هم در اقلیم کردستان عراق، هم در عراق فدرال و هم در شمال شرق سوریه فعالیت دارد. شورون علاوه بر مذاکرات مربوط به پروژه‌های عراق، در سواحل سوریه نیز توافق‌های اکتشافی دارد.

ConocoPhillips نیز علاوه بر قرارداد جدید دمشق، در کنسرسیومی متشکل از TotalEnergies و QatarEnergy برای بررسی بلوک شماره ۳ دریایی سوریه حضور دارد. شرکت Baker Hughes نیز همراه با Hunt و Argent LNG در تدوین طرح جامع انرژی سوریه مشارکت کرده است.

به این ترتیب، بسیاری از شرکت‌هایی که در عراق سرمایه‌گذاری می‌کنند، همزمان وارد بازار سوریه نیز شده‌اند.

احیای خط لوله کرکوک–بانیاس

یکی از مهم‌ترین اجزای این پروژه، احیای خط لوله تاریخی کرکوک–بانیاس است. این خط لوله که در سال ۱۹۵۲ ساخته شد، از سال ۲۰۰۳ بلااستفاده مانده است. احیای آن می‌تواند روزانه تا یک میلیون بشکه نفت عراق را به ساحل مدیترانه منتقل کند که وابستگی بغداد به تنگه هرمز را کاهش می‌دهد.

در مقابل، سوریه نیز از درآمد ترانزیتی و تبدیل شدن به یک کریدور انرژی منطقه‌ای بهره‌مند خواهد شد. قرار گرفتن شرکت آمریکایی TI Capital در پروژه بازسازی این خط لوله نیز نشان می‌دهد واشنگتن قصد دارد در مهم‌ترین شریان انرژی میان عراق و مدیترانه نقش مستقیم ایفا کند.

از حضور نظامی تا کنترل زیرساخت

ویژگی اصلی این راهبرد، تغییر شیوه اعمال نفوذ آمریکاست. در گذشته، حضور نظامی مهم‌ترین ابزار حفظ نفوذ واشنگتن در منطقه بود. اما اکنون به نظر می‌رسد آمریکا می‌خواهد همان میزان نفوذ را از طریق زیرساخت‌های اقتصادی حفظ کند.

خطوط لوله، نیروگاه‌ها، پایانه‌های LNG، شبکه اینترنت ماهواره‌ای استارلینک، میادین نفتی و سرمایه‌گذاری‌های مشترک، همگی پروژه‌هایی هستند که برای دهه‌ها کشور میزبان را به فناوری، قطعات، سرمایه و خدمات شرکت‌های آمریکایی وابسته می‌کنند. در این مدل، آمریکا بیشتر نقش هماهنگ‌کننده و تضمین‌کننده سیاسی را ایفا می‌کند؛ شرکت‌های آمریکایی سرمایه و فناوری را تأمین می‌کنند؛ ترکیه مسیر ترانزیت و ظرفیت لجستیکی را فراهم می‌سازد؛ کشورهای عربی حوزه خلیج فارس سرمایه‌گذاری می‌کنند و عراق و سوریه نیز منابع انرژی و قلمرو جغرافیایی را در اختیار این شبکه قرار می‌دهند.

پیامدها برای کردها

این روند برای بازیگران کرد نیز پیامدهای مهمی دارد. بخش قابل توجهی از نخستین پروژه‌های این طرح در مناطقی قرار دارند که پیش‌تر تحت نفوذ نیروهای کرد بوده‌اند؛ از میادین نفتی حسکه گرفته تا مسیرهای انتقال نفت کرکوک.

واگذاری میادین نفتی SDF به شرکت آمریکایی HKN و هم‌زمان فشار واشنگتن برای ادغام نیروهای سوریه دموکراتیک در ساختار دولت دمشق، نشان می‌دهد الگوی جدید آمریکا بیش از آنکه بر ساختارهای خودگردان تکیه داشته باشد، بر تقویت دولت‌های مرکزی استوار است.

با وجود این، هنوز نمی‌توان از شکل‌گیری یک نظم کاملاً جدید در منطقه سخن گفت.

احیای خط لوله کرکوک–بانیاس به میلیاردها دلار سرمایه و چند سال زمان نیاز دارد، بسیاری از توافق‌های سوریه هنوز در حد تفاهم‌نامه هستند و پرونده گروه‌های مسلح در عراق نیز همچنان حل‌نشده باقی مانده است.

با این حال، مجموعه تحولات اخیر نشان می‌دهد آمریکا در حال پیگیری راهبردی منسجم برای پیوند دادن عراق و سوریه در قالب یک شبکه اقتصادی و انرژی مشترک است؛ شبکه‌ای که هدف آن کاهش وابستگی این دو کشور به کشورهای مورد نظر آمریکا و جایگزین کردن نفوذ نظامی با نفوذ اقتصادی است.

با این حال، توصیف این روند به عنوان آغاز یک «نظم جدید» هنوز زودهنگام است. ایران همچنان یکی از بازیگران اصلی معادلات منطقه‌ای باقی مانده و آنچه امروز در حال شکل‌گیری است، بیش از آنکه نشانه تلاش برای حذف تهران باشد، تلاشی برای محدود کردن و دور زدن اهرم‌های نفوذ آن به شمار می‌رود.

نشنال کانتکست

کد مطلب 2796510

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha