به گزارش کردپرس، مستندی از شبکه چهار بریتانیا پرده از یکی از کمتر روایتشدهترین فصلهای تاریخ استعمار بریتانیا برمیدارد؛ دورهای که در دهه ۱۹۲۰، نیروی هوایی سلطنتی انگلیس (RAF) برای سرکوب قیام کردها در عراق، روستاها و شهرهای کردنشین را بمباران و ساکنان آنها را هدف حملات هوایی قرار داد. این مستند که بر اساس اسناد محرمانه، تصاویر آرشیوی و گفتوگو با خلبانان سابق و شاهدان عینی ساخته شده، نشان میدهد چگونه «قدرت هوایی» به ابزاری برای حفظ سلطه استعماری بریتانیا در خاورمیانه تبدیل شد.
بمباران برای حفظ امپراتوری
پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی در پایان جنگ جهانی اول، عراق تحت قیمومت بریتانیا قرار گرفت. در همین دوره، کردها به رهبری شیخ محمود برزنجی علیه حاکمیت بریتانیا قیام کردند. به دلیل دشواری عملیات زمینی در مناطق کوهستانی کردستان، دولت لندن تصمیم گرفت از نیروی هوایی برای سرکوب شورش استفاده کند.
در مستند آمده است که نخستین حملات هوایی RAF علیه شهر رواندوز و سپس مناطق مختلف کردستان عراق انجام شد. هواپیماهای انگلیسی مأمور بودند روستاها را بمباران کرده و حتی افراد مسلحی را که از دید خلبانان «رفتار خصمانه» داشتند، با مسلسل هدف قرار دهند.
روایت شاهدان کرد
سازندگان مستند با عبور مخفیانه از مرز وارد مناطق کردنشین عراق شدند و با سالمندانی گفتوگو کردند که هنوز بمبارانهای دهه ۱۹۲۰ را به یاد داشتند. شاهدان از حملات ناگهانی هواپیماها، ویرانی خانهها و کشته شدن غیرنظامیان سخن میگویند؛ خاطراتی که پس از گذشت دههها همچنان در حافظه جمعی مردم منطقه باقی مانده است.
اعتراف خلبانان انگلیسی
مستند همچنین شامل گفتوگو با خلبانان سابق نیروی هوایی سلطنتی است. یکی از آنان میگوید مأموریتشان پرواز بر فراز روستا، رها کردن بمبها و سپس کاهش ارتفاع برای اطمینان از اصابت آنها به هدف بود. خلبانی دیگر تأیید میکند که به آنها دستور داده شده بود هر فرد مسلح کردی را که «خصمانه» به نظر میرسید، هدف تیراندازی قرار دهند.
با این حال، برخی از این نظامیان سالها بعد نسبت به اقدامات خود ابراز پشیمانی میکنند. یکی از آنان میگوید هرگز از کشتن کردها احساس خوبی نداشته و معتقد است سیاستمداران مسئول اصلی این تصمیمها بودند.
نقش آرتور هریس
مستند یادآوری میکند که یکی از افسران جوان شرکتکننده در این عملیات، آرتور هریس بود؛ فردی که بعدها فرمانده نیروی بمبافکن بریتانیا در جنگ جهانی دوم شد. هریس در سال ۱۹۲۴ نوشته بود: «اعراب و کردها اکنون میدانند بمباران واقعی چه معنایی دارد؛ تنها در ۴۵ دقیقه، چهار یا پنج هواپیما میتوانند یک روستای کامل را تقریباً نابود کرده و یکسوم ساکنان آن را کشته یا زخمی کنند.»
چرچیل و راهبرد «کنترل از آسمان»
براساس این مستند، بحران کردستان دولت بریتانیا را با هزینههای سنگین نظامی روبهرو کرده بود. وینستون چرچیل، که در آن زمان مسئول پرونده عراق بود، پس از پیشنهاد فرمانده نیروی هوایی، هیو ترنچارد، با طرح جایگزینی نیروهای زمینی با بمباران هوایی موافقت کرد. هدف این سیاست، کاهش هزینهها و تلفات نیروهای بریتانیایی بود.
آزمایش سلاحهای جدید
مستند فاش میکند که وزارت هوایی بریتانیا، کردستان را به میدان آزمایش تاکتیکها و تسلیحات جدید تبدیل کرده بود. در اسناد آن دوره از بمبهای فسفری، راکتهای هوا به زمین، بمبهای با تأخیر انفجار و حتی طرحهایی برای استفاده از مواد آتشزا نام برده شده است. خلبانان توضیح میدهند که بمبهای تأخیری برای هدف قرار دادن روستاییانی استفاده میشد که پس از پایان حمله به خانههای خود بازمیگشتند.
حمله به سلیمانیه
یکی از بخشهای مهم مستند به بمباران شهر سلیمانیه اختصاص دارد. پس از آنکه شیخ محمود از تبعیت از دستورات حکومت بریتانیا خودداری کرد، به مردم شهر اعلام شد که سلیمانیه بمباران خواهد شد. اگرچه پیش از حمله اعلامیههایی از هوا بر فراز شهر پخش شد، اما بسیاری از مردم به دلیل ناآشنایی با جنگ هوایی هشدارها را جدی نگرفتند. حملات هوایی در نهایت خسارات سنگینی به شهر وارد کرد و شیخ محمود را ناچار به عقبنشینی به کوهستان کرد.
سانسور اسناد
این مستند همچنین از اسنادی پرده برمیدارد که نشان میدهد فرماندهان RAF گزارشهای مربوط به میزان بمباران و تلفات غیرنظامیان را سانسور میکردند. در یکی از مکاتبات، ترنچارد دستور داده بود میزان بمبهای رهاشده و تعداد قربانیان در گزارشها ذکر نشود تا افکار عمومی بریتانیا از ابعاد واقعی عملیات مطلع نشود.
میراث یک سیاست استعماری
مستند در پایان نتیجه میگیرد که عملیات هوایی در کردستان عراق، الگویی برای سیاست «کنترل از طریق قدرت هوایی» در دیگر مستعمرات بریتانیا شد و بعدها در مناطقی مانند وزیرستان، سودان و یمن نیز به کار گرفته شد. این تجربه همچنین به آموزش نسل خلبانانی انجامید که بعدها در جنگ جهانی دوم ستون فقرات فرماندهی بمبافکنهای بریتانیا را تشکیل دادند. اما برای مردم کردستان، این دوره یادآور یکی از تلخترین فصلهای تاریخ استعمار و بمباران غیرنظامیان است.
آنچه در این گزارش آمده، تنها بخشی از محتوای مستند ۴۸ دقیقهای شبکه چهار بریتانیا است که در سال ۱۹۹۲ پخش شد. این مستند علاوه بر بمباران مناطق کردنشین عراق، به گسترش دکترین «کنترل از طریق قدرت هوایی» در دیگر مستعمرات بریتانیا از جمله وزیرستان نیز میپردازد و نشان میدهد چگونه تجربه عملیات در کردستان، بعدها به الگوی استفاده از نیروی هوایی در سیاستهای استعماری لندن تبدیل شد.

نظر شما