به گزارش کردپرس، در میان سیاستمداران و مقامهای آمریکایی که در دهههای اخیر در مقاطعی برای کاهش رنج کردها یا جلوگیری از حملات گسترده علیه آنان نقش ایفا کردهاند، نامهای محدودی دیده میشود. لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه آمریکایی که اخیراً درگذشت، یکی از این چهرهها بود؛ سیاستمداری که در دو مقطع مهم، مسیر تحولات مرتبط با کردهای سوریه را تحت تأثیر قرار داد.
نقش گراهام در پرونده کردها بیشتر از آنکه ناشی از منافع اقتصادی یا روابط شخصی باشد، به برداشت او از جایگاه متحدان آمریکا و نقش این کشور در حمایت از نیروهایی بازمیگشت که در نگاه او در خط مقدم مبارزه با افراطگرایی و دفاع از نظم مورد حمایت غرب قرار داشتند.
نخستین نقطه مهم در کارنامه او به سال ۲۰۱۹ بازمیگردد؛ زمانی که ترکیه و گروههای مسلح متحد آن عملیات نظامی علیه منطقه رأسالعین (سریکانیه) و تلابیض در شمال سوریه را آغاز کردند. این عملیات پس از تصمیم دونالد ترامپ برای عقبنشینی نیروهای آمریکایی از برخی مناطق مرزی سوریه آغاز شد و نگرانیهایی درباره حمله گستردهتر به مناطق کردنشین شمال سوریه ایجاد کرد.
گراهام در آن زمان از منتقدان جدی سیاست دولت ترامپ بود و همراه با شماری از سناتورها تلاش کرد با اعمال فشار سیاسی و تهدید به تحریم ترکیه، دامنه عملیات را محدود کند. فشارهای او و دیگر اعضای کنگره در نهایت به توقف پیشروی ترکیه در محدودهای مشخص انجامید.
دومین نقش مهم گراهام در سال ۲۰۲۶ و پس از افزایش تنشها میان دولت دمشق و نیروهای کرد سوریه رخ داد. او در ۲۹ ژانویه همان سال طرحی موسوم به «نجات کردها» را در کنگره مطرح کرد که هدف آن بازگرداندن تحریمها علیه دولت دمشق در صورت ادامه حملات علیه مناطق کردنشین سوریه بود.
گراهام در دفاع از این طرح هشدار داده بود: «هر کسی که تصور میکند فصل شکار آزاد کردها در سوریه بدون پیامد خواهد بود، اشتباه میکند.»
چرا گراهام از کردها حمایت میکرد؟
حمایت گراهام از کردها در حالی صورت گرفت که او در بسیاری از پروندههای خاورمیانه مواضعی بحثبرانگیز داشت. او از حامیان سرسخت اسرائیل، اوکراین، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و سیاست فشار علیه ایران بود و منتقدانش سیاست خارجی او را مداخلهگرایانه میدانستند.
با این حال، تحلیلگران معتقدند حمایت او از کردها را نمیتوان صرفاً با منافع اقتصادی یا معاملات سیاسی توضیح داد. برخلاف برخی سیاستمداران غربی که پس از ترک قدرت به دنبال قراردادهای اقتصادی در مناطق بحرانزده هستند، گراهام بیشتر از دریچه یک نگاه ایدئولوژیک به اتحادهای آمریکا مینگریست؛ نگاهی که بر مسئولیت واشنگتن در حمایت از متحدان خود تأکید دارد.
این دیدگاه تا حد زیادی تحت تأثیر سنت سیاسی جان مککین، سناتور فقید جمهوریخواه، قرار داشت. مککین معتقد بود آمریکا نباید متحدان خود را در لحظات بحرانی تنها بگذارد؛ رویکردی که بعدها در سیاست گراهام نسبت به کردهای سوریه نیز دیده شد.
از مککین تا گراهام؛ تداوم یک نگاه در واشنگتن
گراهام از نزدیکترین شاگردان سیاسی مککین بود. همکاری این دو از دهه ۱۹۹۰ آغاز شد و در سالهای بعد، بهویژه در سیاست خارجی، ادامه یافت.
پس از مرگ مککین در سال ۲۰۱۸، گراهام برای حفظ نفوذ خود در واشنگتن به دونالد ترامپ نزدیک شد؛ فردی که پیشتر او را بهشدت مورد انتقاد قرار داده بود. ترامپ نیز در دوران رقابتهای انتخاباتی سال ۲۰۱۵ گراهام را «سبکوزن» و «احمق» خوانده بود.
با وجود این تغییر رابطه، گراهام همچنان در بسیاری از مسائل سیاست خارجی با رویکرد سنتی جمهوریخواهان مداخلهگرا حرکت کرد. او در دوران ریاستجمهوری ترامپ بارها تلاش کرد مانع تصمیمهایی شود که به باور او جایگاه جهانی آمریکا را تضعیف میکرد؛ از خروج شتابزده نیروها از مناطق مختلف گرفته تا کاهش حمایت از متحدان آمریکا.
به باور ناظران، نزدیکی گراهام به ترامپ بیشتر یک تاکتیک برای حفظ نفوذ بود تا تغییر کامل دیدگاههای او. او معتقد بود حضور در کنار رئیسجمهور میتواند امکان تأثیرگذاری بر تصمیمهای او را فراهم کند.
کردها؛ متحدانی پرهزینه اما راهبردی
از نگاه گراهام و جریان سیاسی نزدیک به مککین، کردها متحدانی بودند که آمریکا نمیتوانست بهسادگی آنان را کنار بگذارد. نیروهای کرد سوریه، بهویژه نیروهای دموکراتیک سوریه، نقش اصلی را در شکست داعش در سوریه ایفا کردند و هزاران نیروی خود را در این جنگ از دست دادند.
اما تجربه تاریخی کردها نشان داده است که قدرتهای بزرگ بارها در لحظات حساس آنان را رها کردهاند؛ از توافقهای سیاسی پس از جنگ جهانی اول تا تحولات عراق، سوریه و ترکیه در دهههای اخیر.
در نگاه این جریان در واشنگتن، مسئله کردها نه صرفاً یک موضوع قومی، بلکه بخشی از بحث گستردهتر درباره حقوق بشر، مبارزه با افراطگرایی و اعتبار آمریکا بهعنوان یک متحد قابل اعتماد بود.
پرسش اصلی: گراهام در کردها چه دید؟
برای مخالفان سیاستهای گراهام، پاسخ ساده بود: آنها معتقد بودند حمایت آمریکا از کردها بخشی از طرح بزرگتر تقسیم کشورهای منطقه و تغییر نظم خاورمیانه است.
اما برای بسیاری از کردها، پرسش پیچیدهتر بود: چرا سیاستمداری مانند گراهام که هیچ منفعت اقتصادی مستقیمی در مناطق کردنشین نداشت، حاضر شد هزینه سیاسی مقابله با ترکیه، دمشق و دیگر بازیگران منطقهای را بپردازد؟
پاسخ این تحلیل آن است که گراهام کردها را نه بهعنوان یک پروژه سیاسی مستقل، بلکه بهعنوان متحدانی میدید که آمریکا در میدان جنگ به آنان نیاز داشت و رها کردنشان پس از پایان درگیریها را ضربهای به اعتبار خود میدانست.
او شاید از همه خواستههای سیاسی کردها، از جمله آرمانهای ملی آنان، حمایت نمیکرد؛ اما معتقد بود متحدی که در جنگ کنار آمریکا ایستاده است، نباید در برابر نیروهایی که قصد نابودی او را دارند، تنها گذاشته شود.
از این منظر، رابطه گراهام با کردها ادامه همان سنت سیاسی بود که پیشتر با جان مککین شناخته میشد: دفاع از متحدان آمریکا، حتی زمانی که این حمایت هزینههای سیاسی و دیپلماتیک قابل توجهی به همراه داشته باشد.
مرکز مطالعات کردی آلمان

نظر شما