به گزارش کردپرس، بر اساس تحلیل نشریه نشنال کانتکست، پیشنویس «قانون تقویت همبستگی ملی و ادغام اجتماعی» صرفاً یک قانون کیفری برای پایان دادن به فعالیت پ.ک.ک نیست، بلکه چارچوب حقوقی مرحله نخست یک فرآیند سیاسی و امنیتی چندمرحلهای است که هدف آن حل پرونده قطور کردها در ترکیه و بازآرایی ساختارهای وابسته به پ.ک.ک در سطح منطقه است. بر اساس این تحلیل، مهمترین ویژگی قانون، ادبیات و شیوه نگارش آن است؛ ادبیاتی که عامدانه از بهکار بردن واژههایی مانند «عفو» یا «بخشودگی» اجتناب میکند تا دولت بتواند این روند را نه بهعنوان بخشش اعضای پ.ک.ک، بلکه بهعنوان اجرای مشروط قانون و پایان کنترلشده یک تهدید امنیتی معرفی کند.
در این چارچوب، محکومیتهای کیفری در همان ابتدای اجرای قانون لغو نمیشوند، جرمها تغییر عنوان پیدا نمیکنند و مسئولیت کیفری افراد نیز فوراً از بین نمیرود. دولت پرونده قضایی افراد مشمول را برای مدت پنج یا ده سال باز نگه میدارد و اگر شخص دوباره به فعالیتهای تروریستی بازگردد، امکان فعال شدن مجدد پرونده وجود خواهد داشت. با این حال، نشنال کانتکست معتقد است که نتیجه نهایی این سازوکار در عمل بسیار نزدیک به یک عفو ساختاریافته است؛ زیرا در صورت رعایت شرایط، تحقیقات متوقف میشود، محاکمههای در جریان پایان مییابد، زندانیان آزاد میشوند، احکام اجرا شده تلقی میشوند و محدودیتهای ناشی از محکومیت نیز از میان میرود. به بیان دیگر، دولت در مرحله نخست مسئولیت کیفری را بهعنوان تضمین پایبندی افراد حفظ میکند، اما پس از پایان دوره نظارتی، همان مسئولیت به بسته شدن کامل پرونده تبدیل میشود.
این گزارش سپس این الگو را با روند صلح ایرلند شمالی مقایسه میکند. در توافق سال ۱۹۹۸، دامنه آزادی زندانیان بسیار گستردهتر بود و حتی محکومان قتل و زندانیان حبس ابد نیز میتوانستند مشمول آزادی شوند. آزادی آنان نیز پیش از انحلال کامل ارتش جمهوریخواه ایرلند (IRA) و بدون انتظار برای تحویل همه سلاحها آغاز شد. البته محکومان همچنان تحت نظام «آزادی مشروط» باقی میماندند و هر لحظه امکان بازگرداندن آنان به زندان وجود داشت. در مقابل، قانون ترکیه شرایط ورود سختگیرانهتری تعیین کرده است. انحلال تشکیلات و تحویل سلاحها باید ابتدا به تأیید برسد، محکومان قتل عمد از شمول قانون خارج شدهاند و عبدالله اوجالان نیز در این مرحله مشمول قانون نیست. با این حال، برای کسانی که واجد شرایط شناخته میشوند، قانون ترکیه در پایان مسیر، وضعیت حقوقی قطعیتری ایجاد میکند؛ زیرا پس از گذشت پنج یا ده سال، تحقیقات مختومه میشود، تعقیبهای قضایی پایان مییابد و احکام اجراشده تلقی میشوند. علاوه بر این، قانون ترکیه تنها زندانیان را در بر نمیگیرد، بلکه افرادی را که هنوز محکوم نشدهاند نیز شامل میشود. از این منظر، تفاوت اصلی دو مدل در ترتیب مراحل و دامنه شمول آنهاست؛ ایرلند شمالی آزادی سریعتر و گستردهتری اعطا کرد، اما محکومان را تحت نظارت دائمی نگه داشت، در حالی که ترکیه گروه محدودتری را پس از تحقق شرایط سختگیرانه وارد فرآیند کرده و برای آنان مسیر مشخصی به سوی پایان کامل پرونده قضایی ترسیم میکند.
نشنال کانتکست تأکید میکند که اهمیت واقعی قانون در عبارت «مرحله نخست» نهفته است. در توجیه رسمی قانون تصریح شده که این مقررات تنها نخستین مرحله از مجموعه اصلاحات حقوقی مورد نیاز برای اجرای فرآیند است و مجلس میتواند متناسب با پیشرفت روند، اصلاحات یا قوانین جدیدی تصویب کند. از همین رو، سکوت قانون درباره موضوعات حساسی مانند وضعیت عبدالله اوجالان، فرماندهان ارشد پ.ک.ک، محکومان قتل عمد، برخی زندانیان قدیمی حبس ابد، نظام قیمومت دولتی بر شهرداریهای کردنشین، اصلاحات سیاسی و حقوق مدنی، بازگشت اجتماعی اعضای سابق و همچنین آینده ساختارهای منطقهای وابسته به پ.ک.ک، نباید به معنای حذف دائمی این موضوعات تلقی شود؛ بلکه این پروندهها برای مراحل بعدی فرآیند کنار گذاشته شدهاند.
به باور نشنال کانتکست، اظهارات مقامهای ترکیه در پنجم اوت نیز همین برداشت را تقویت میکند. دولت باغچلی با اشاره به ضرورت یافتن راهکاری جداگانه برای عبدالله اوجالان، عملاً نشان داد که وضعیت رهبر پ.ک.ک خارج از چارچوب دوازده مادهای فعلی بررسی خواهد شد. اشاره او به شهرداران برکنارشده نیز نشان میدهد که احتمال دارد در مراحل بعدی، نظام انتصاب قیمهای دولتی بر شهرداریهای کردنشین نیز مورد بازنگری قرار گیرد. همزمان، یاشار گولر نیز از امکان بهبود تدریجی شرایط عملی اوجالان سخن گفته است؛ به این معنا که پیش از هرگونه تغییر در وضعیت حقوقی، امکان گسترش دسترسی او به ملاقاتها، ارتباطات و فعالیتهای عمومی از طریق تصمیمهای اداری وجود دارد، در حالی که هرگونه تغییر در حکم حبس او مستلزم تصویب قانون جدید خواهد بود. بر همین اساس، نشنال کانتکست نتیجه میگیرد که روند پیشرو احتمالاً به این ترتیب پیش خواهد رفت: ابتدا وضعیت حقوقی بدنه اصلی سازمان تعیین تکلیف میشود و سپس در مراحل بعدی، موضوع رهبران، زندانیان حساس، اداره شهرداریها و فضای سیاسی کردها بررسی خواهد شد.
تحلیل همچنین تأکید میکند که دامنه این قانون تنها به داخل مرزهای ترکیه محدود نیست. متن قانون از پ.ک.ک، ک.ج.ک و همه ساختارهای وابسته یا تابع آنها نام میبرد و در مقدمه توجیهی نیز هدف از این فرآیند، ایجاد صلح در کل منطقه پیرامون ترکیه عنوان شده است. از این رو، قانون دارای ابعاد منطقهای است و عراق، سوریه و ایران را نیز در بر میگیرد؛ مناطقی که طبق نظر دولت ترکیه، زیرساختهای اصلی نظامی پ.ک.ک طی دهههای گذشته در آنها شکل گرفته و آنکارا برخی گروههای کردی فعال در این کشورها را بخشی از شبکه گستردهتر پ.ک.ک میداند.
از نگاه نشنال کانتکست، این قانون در پی تحقق دو هدف همزمان است. نخست، ایجاد مسیر قانونی برای انتقال اعضای پ.ک.ک از فعالیت مسلحانه به زندگی مدنی و سیاست قانونی در داخل ترکیه و دوم، برچیدن یا بازسازماندهی ساختار فرماندهی فرامرزی پ.ک.ک در سراسر منطقه. اما همین بخش منطقهای، مهمترین ابهام قانون نیز به شمار میرود.
قانون مشخص نکرده است که پایان «موجودیت عملی» سازمان و همه ساختارهای وابسته دقیقاً به چه معناست. این عبارت میتواند به معنای انحلال کامل همه شاخههای وابسته باشد یا صرفاً برچیدن فرماندهی مرکزی پ.ک.ک، پایان دادن به تهدید نظامی علیه ترکیه و استقلال ساختارهای منطقهای از فرماندهی مرکزی را مدنظر داشته باشد. اگرچه متن قانون لحنی مطلق دارد، اما تشخیص تحقق این شرایط بر عهده نهادهای امنیتی ترکیه و شورای امنیت ملی گذاشته شده است؛ موضوعی که به دولت امکان میدهد خود تعیین کند چه زمانی فرآیند به نقطه بازگشتناپذیر رسیده است.
در بخش مربوط به سوریه، تحلیل میگوید مسیر نیروهای دموکراتیک سوریه تا حد زیادی از طریق روند ادغام در ساختار دولت سوریه تعیین تکلیف شده است، اما قانون ترکیه مشخص نمیکند که آیا قطع ارتباط تشکیلاتی این نیروها با پ.ک.ک برای آنکارا کافی خواهد بود یا اینکه ترکیه در نهایت خواهان انحلال کامل آنها یا ادغام کاملشان در نهادهای رسمی سوریه است. درباره دیگر شاخه های پ.ک.ک نیز وضعیت مشابهی وجود دارد و اگرچه آنها وارد فعالیت در خاک ترکیه نشده اند اما آنکارا آن را بخشی از شبکه مرتبط با پ.ک.ک تلقی کرده و اعلام کرده فعالیتهای آن را زیر نظر دارد.
در نهایت، نشنال کانتکست نتیجه میگیرد که قانون دوازده مادهای را باید سنگبنای حقوقی یک فرآیند گستردهتر و چندمرحلهای دانست. این قانون در مرحله نخست، انحلال تأییدشده ساختار سازمانی پ.ک.ک را با یک مسیر خروج مشروط از مسئولیت کیفری برای بخش بزرگی از اعضا و شبکه غیرنظامی آن پیوند میدهد. هرچند این سازوکار با ادبیات امنیتی تدوین شده و از واژه «عفو» پرهیز میکند، اما در عمل برای افراد واجد شرایط به نتایجی نزدیک به یک عفو ساختاریافته منجر خواهد شد. با این حال، مهمترین مسائل سیاسی و منطقهای، از جمله وضعیت عبدالله اوجالان، فرماندهان ارشد، شهرداران برکنارشده، زندانیان مستثناشده و همچنین آینده ساختارهای کردی در عراق، سوریه، همچنان به مراحل بعدی مذاکرات و تصمیمهای سیاسی موکول شده است. از این رو، این قانون پایان فرآیند نیست، بلکه نقطه آغاز یک پروژه سیاسی و امنیتی گستردهتر برای حل مسئله کردها در داخل ترکیه و بازتعریف جایگاه ساختارهای مرتبط با پ.ک.ک در سطح منطقه محسوب میشود.

نظر شما