به گزارش کردپرس، خروج شتابزده سامانههای پدافند هوایی آمریکا و متحدان اروپایی از اربیل، همزمان با نزدیک شدن به موعد خروج نیروهای آمریکایی از عراق، یک پرسش اساسی را پیش روی اقلیم کردستان قرار داده است: اگر حضور نظامی آمریکا در عراق در حال پایان یافتن است، چه نیرویی قرار است خلأ ایجادشده در دفاع از آسمان اقلیم را پر کند؟
اهمیت این پرسش زمانی بیشتر میشود که اقلیم کردستان در ماههای گذشته یکی از اصلیترین اهداف حملات موشکی و پهپادی بوده است. بر اساس گزارش روداو، اقلیم از ۲۸ فوریه تاکنون با بیش از ۹۰۰ حمله پهپادی و موشکی مواجه شده و سامانههای آمریکایی و ائتلافی نقش اصلی را در مقابله با این حملات ایفا کردهاند.
اکنون خروج سامانههای پاتریوت، در کنار انتقال سامانه بریتانیایی Rapid Sentry و کاهش حضور نظامی آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان، این معماری دفاعی را با خلأ جدی مواجه کرده است. بر اساس گزارشهای منتشرشده، آمریکا طی یک عملیات سریع هشت آتشبار پاتریوت را از اربیل به اردن منتقل کرده و بریتانیا نیز Rapid Sentry را به قبرس برده است. در نتیجه، مهمترین لایه دفاعی در برابر موشکهای بالستیک از منطقه خارج شده است.
در این میان، تأکید امبرین زمان، روزنامهنگار و تحلیلگر مسائل خاورمیانه، بر صحت گزارش خود درباره خروج پاتریوت اهمیت ویژهای دارد. او اعلام کرده است که بخش عمده نیروهای آمریکایی از اقلیم خارج شدهاند و سامانههای پاتریوت دیگر در اربیل حضور ندارند، هرچند نیروهای ویژه آمریکا همچنان در برخی نقاط باقی خواهند ماند. این تحول به این معناست که حتی اگر خروج کامل نیروهای آمریکایی تا پایان سپتامبر انجام نشود، ماهیت حضور واشنگتن در اقلیم در حال تغییر است: از حضور گسترده و دارای پوشش مستقیم دفاعی به حضور محدودتر، تخصصیتر و عمدتاً مبتنی بر نیروهای ویژه، اطلاعات و همکاری امنیتی.
این تغییر یک تفاوت مهم ایجاد میکند. حضور نیروهای آمریکایی بهتنهایی الزاماً به معنای ایجاد یک چتر دفاع هوایی برای کل اقلیم نیست، اما حضور پاتریوت، C-RAM، Coyote و Rapid Sentry یک شبکه چندلایه برای حفاظت از پایگاهها و تأسیسات حساس ایجاد کرده بود. پاتریوت برای مقابله با موشکهای بالستیک اهمیت ویژه داشت، در حالی که C-RAM و سامانههای کوتاهبردتر بیشتر برای راکت، خمپاره و پهپاد کاربرد داشتند. کارشناسانی که با روداو گفتوگو کردهاند نیز تصریح کردهاند که C-RAM و Coyote نمیتوانند جایگزین توان ضدبالستیک پاتریوت شوند. به همین دلیل، مسئله کنونی صرفاً «خروج یک سامانه» نیست؛ بلکه خطر از بین رفتن یک لایه مهم از معماری دفاع هوایی اقلیم است.
یکی از نکات مهم در این پرونده آن است که اقلیم کردستان هیچگاه دارای یک شبکه مستقل و جامع پدافند هوایی در سطح مقابله با موشکهای بالستیک نبوده است. حتی زمانی که پاتریوت در اربیل مستقر بود، پوشش آن عمدتاً به منطقه اربیل محدود میشد و بسیاری از مناطق دیگر اقلیم همچنان در معرض تهدید قرار داشتند. به گفته یکی از کارشناسان امنیتی مورد استناد روداو، حتی در دوره فعالیت پاتریوت، بسیاری از مناطق خارج از پوشش اربیل در برابر موشکهای بالستیک آسیبپذیر بودند . بنابراین خروج پاتریوت یک مشکل کاملاً جدید ایجاد نکرده است؛ بلکه ضعف ساختاری موجود در پدافند اقلیم را آشکارتر کرده است.
این ضعف سابقهای طولانی دارد. اقلیم کردستان در سال ۲۰۱۸ برای نخستین بار هدف موشکهای بالستیک قرار گرفت. پس از آن نیز در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۴ حملات موشکی به اهدافی در داخل شهر اربیل انجام شد. در نتیجه، اقلیم نهتنها در معرض تهدید پهپادهای انتحاری و موشکهای کروز قرار دارد، بلکه تجربه مستقیم حملات موشکی بالستیک را نیز در کارنامه خود دارد.
تناقض بزرگ؛ پدافندی که قرار بود در اختیار پیشمرگه قرار گیرد
یکی از مهمترین ابعاد این بحران به تصمیمی بازمیگردد که در سال ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ در آمریکا گرفته شد اما تاکنون به اجرای کامل نرسیده است. بند ۱۲۶۶ قانون مجوز دفاع ملی آمریکا برای سال مالی ۲۰۲۴، پنتاگون را ملزم کرد طرحی برای تجهیز و آموزش نیروهای پیشمرگه اقلیم کردستان، از جمله در زمینه دفاع هوایی، تهیه کند. دانشگاه امریکن نیز در تحلیل خود تصریح کرده است که این طرح باید شامل توانمندیهای دفاعی در برابر موشک، راکت و سامانههای بدون سرنشین میشد، اما مهلتهای تعیینشده برای اجرای آن سپری شده است.
نماینده اقلیم کردستان در واشنگتن نیز در سال ۲۰۲۴ اعلام کرده بود که کنگره آمریکا در قانون بودجه دفاعی، وزارت دفاع را مکلف کرده است برنامهای برای تأمین پدافند هوایی اقلیم ارائه کند. ژنرال پات رایدر، حتی سخنگوی وقت پنتاگون، در ژانویه ۲۰۲۴ در پاسخ به پرسشی درباره تجهیز نیروهای پیشمرگه به سامانههای دفاع هوایی، وجود این موضوع در قانون دفاعی را تأیید کرد، هرچند از ارائه جزئیات درباره اجرای آن خودداری کرد.
اما این تصمیم هرگز به ایجاد یک شبکه مستقل و عملیاتی پدافند هوایی برای پیشمرگه منجر نشد. تحلیل دانشگاه امریکن تصریح میکند که مهلتهای مقرر در قانون ۲۰۲۴ برای تهیه و اجرای طرح پدافند هوایی از دست رفته است. این وضعیت اکنون یک تناقض راهبردی ایجاد کرده است: واشنگتن در شرایطی که حضور نظامی خود را کاهش میدهد، هنوز نتوانسته طرحی را که چند سال پیش برای تقویت توان دفاع هوایی پیشمرگه در نظر گرفته شده بود، به مرحله اجرا برساند. به بیان دیگر، اقلیم در حال از دست دادن پدافند خارجی است، بدون آنکه پدافند مستقل خود را دریافت کرده باشد.
چرا خروج پاتریوت اهمیت بیشتری از خروج نیروها دارد؟
ممکن است استدلال شود که خروج نیروهای آمریکایی بخشی از توافق بغداد و واشنگتن برای پایان مأموریت نظامی آمریکا در عراق است و بنابراین نباید آن را تحول مستقلی علیه اقلیم تلقی کرد. اما خروج پاتریوت یک تفاوت اساسی دارد.
نیروی نظامی را میتوان در صورت بحران دوباره اعزام کرد؛ اما ایجاد یک شبکه پدافند هوایی مستلزم رادار، سامانه فرماندهی و کنترل، موشکهای رهگیر، پرسنل آموزشدیده و شبکه ارتباطی است. ایجاد چنین ظرفیتی زمانبر و پرهزینه است. از سوی دیگر، ذخایر پاتریوت آمریکا نیز تحت فشار قرار گرفته است. گزارش تازه رویترز در ۷ اوت ۲۰۲۶ میگوید موجودی رهگیرهای پاتریوت آمریکا در نتیجه استفاده گسترده در جنگهای اوکراین و خاورمیانه بهشدت کاهش یافته و موجودی آمریکا حدود ۶۵ درصد افت کرده است. همین فشار بر ذخایر میتواند توضیح دهد که چرا واشنگتن در حال بازآرایی جغرافیایی سامانههای خود است. بنابراین انتقال پاتریوتها به اردن را نباید صرفاً اقدامی فنی دانست؛ این جابهجایی بخشی از یک رقابت گستردهتر بر سر منابع محدود دفاع موشکی آمریکا در خاورمیانه است.
خلأ پدافندی فقط مسئله نظامی نیست
آسیبپذیری آسمان اقلیم پیامدهایی فراتر از امنیت نظامی دارد. اقلیم امروز میزبان فرودگاه، کنسولگری آمریکا، شرکتهای بینالمللی، زیرساختهای انرژی، تأسیسات نفتی و شمار قابل توجهی از سرمایهگذاران خارجی است. کارشناس RANE در گفتوگو با روداو هشدار داده است که عاملان حملات حتی برای ایجاد فشار اقتصادی نیازی به نابودی کامل زیرساختهای انرژی اقلیم ندارند؛ کافی است با حملات دورهای باعث توقف تولید، تخلیه کارکنان یا افزایش هزینههای امنیتی شوند تا اعتماد سرمایهگذاران کاهش یافته و فشار مالی بر دولت اقلیم افزایش یابد. این مسئله برای اقلیم که اقتصاد آن تا حد زیادی به انرژی، سرمایهگذاری خارجی و تجارت وابسته است، اهمیت مضاعف دارد. بنابراین پدافند هوایی را نمیتوان صرفاً یک موضوع نظامی دانست؛ این مسئله مستقیماً با اقتصاد، انرژی، سرمایهگذاری و حتی اعتبار سیاسی اقلیم ارتباط پیدا میکند.
آیا خروج آمریکا الزاماً به معنای افزایش حملات است؟
در اینجا باید از یک نتیجهگیری سادهانگارانه پرهیز کرد. خروج پاتریوت لزوماً به معنای آن نیست که حملات قبلی بلافاصله افزایش خواهد یافت. برخی تحلیلگران معتقدند کاهش حضور آمریکا در اقلیم ممکن است حتی باعث کاهش بخشی از حملات شود؛ زیرا یکی از انگیزههای اصلی حملات قبلی، هدف قرار دادن نیروها و تأسیسات آمریکایی بوده است. کارولین رز از مرکز سوفان نیز احتمال داده است که پس از کاهش حضور آمریکا، حملات مستقیم در مقاطعی کاهش یابد. در واقع، مسئله اصلی این است که اقلیم نمیتواند امنیت بلندمدت خود را بر این فرض بنا کند که دیگران به آن حمله نخواهند کرد.
بغداد؛ راهحل یا بخشی از مسئله؟
پس از کاهش حضور آمریکا، یکی از گزینههای طبیعی این است که دولت فدرال عراق مسئولیت بیشتری برای حفاظت از آسمان اقلیم بر عهده بگیرد. اما همین موضوع یک پرسش سیاسی مهم ایجاد میکند: آیا بغداد حاضر است یک شبکه پدافند هوایی مؤثر را در اختیار اقلیم یا نیروهای پیشمرگه قرار دهد؟ تجربه سالهای گذشته نشان میدهد این مسئله ساده نیست. حتی در سال ۲۰۲۴، تحلیل کارنگی اشاره کرده بود که احتمال موافقت بغداد با انتقال سامانههای پیشرفته دفاع هوایی به نیروهای کردی، با توجه به اختلافات موجود بر سر اختیارات اقلیم، پایین است. از سوی دیگر، اتکای کامل به بغداد نیز با فلسفه ایجاد توانمندیهای مستقل دفاعی برای پیشمرگه سازگار نیست. راهحل پایدارتر میتواند ایجاد یک معماری مشترک دفاعی میان بغداد و اربیل، همراه با پشتیبانی فنی و اطلاعاتی آمریکا و کشورهای اروپایی باشد.
آنچه در اربیل اتفاق افتاده را باید در یک چارچوب بزرگتر دید. خروج پاتریوت، انتقال Rapid Sentry، کاهش نیروهای اروپایی، جمعآوری سامانههای مراقبت هوایی و کاهش حضور نظامی آمریکا، همه نشانههایی از پایان یک دوره هستند.
در این دوره، اقلیم کردستان بهطور غیررسمی از یک چتر امنیتی خارجی برخوردار بود؛ چتری که اگرچه همه مناطق اقلیم را پوشش نمیداد، اما دستکم در اربیل یک لایه مهم بازدارندگی و دفاع در برابر حملات موشکی و پهپادی ایجاد میکرد. اکنون این چتر در حال کوچک شدن است. مسئله مهم تر آن است که جایگزین این چتر هنوز مشخص نیست. اقلیم نه دارای شبکه جامع راداری و موشکی مستقل است، نه توان کافی برای مقابله با موشکهای بالستیک دارد و نه طرح سال ۲۰۲۴ آمریکا برای ایجاد ظرفیت دفاع هوایی پیشمرگه به مرحله عملیاتی رسیده است. از این منظر، عنوان «بیدفاع شدن آسمان اقلیم» شاید به معنای فقدان مطلق پدافند نباشد؛ اما بهلحاظ راهبردی، کاهش شدید پوشش دفاعی و ایجاد یک خلأ پدافندی واقعی را توصیف میکند.
آزمون بزرگ برای اربیل
اکنون اقلیم کردستان با یک انتخاب راهبردی مواجه است: یا همچنان به حضور موقت قدرتهای خارجی برای حفاظت از آسمان خود تکیه کند، یا از تجربه سالهای اخیر برای ایجاد یک معماری دفاع هوایی پایدار استفاده کند. واشنگتن نیز ظاهراً در حال تغییر نوع رابطه خود با اربیل است. به گفته تحلیلگر RANE، خروج آمریکا لزوماً به معنای پایان شراکت نیست، بلکه میتواند رابطه را از «حفاظت مستقیم از خاک اقلیم» به سمت اشتراک اطلاعات، آموزش پیشمرگه، انتقال تسلیحات، همکاری ضد داعش و حمایت دیپلماتیک سوق دهد. اما برای اقلیم، این تغییر یک پیام روشن دارد: دوران اتکا به چتر دفاعی آمریکا برای همیشه ادامه نخواهد داشت. از این رو، خلأ ایجادشده پس از خروج پاتریوت باید نه صرفاً بهعنوان پیامد خروج آمریکا، بلکه بهعنوان هشدار درباره ضرورت ایجاد یک توان دفاع هوایی بومی و چندلایه تلقی شود؛ توانی که بتواند تهدیدات پهپادی، موشکهای کروز و موشکهای بالستیک را بهصورت یکپارچه شناسایی و رهگیری کند.
در غیر این صورت، اقلیم کردستان ممکن است در حالی وارد مرحله جدیدی از روابط امنیتی با آمریکا شود که مهمترین ابزار بازدارندگی هوایی خود را از دست داده، اما هنوز ابزار جایگزین آن را در اختیار ندارد.

نظر شما