به گزارش کردپرس، «پولات جان» پژوهشگر روابط بینالملل و از فرماندهان سابق YPG در یادداشتی که در وبسایت «اوراسیا ریویو» منتشر کرد، با اشاره به بازگشت نخستین کاروان خانوادههای آواره سرهکانی در ۱۰ آگوست ۲۰۲۶، نوشت این خانوادهها پس از نزدیک به هفت سال دوری از شهر و در حالی که قصد داشتند به خانهها و املاک خود بازگردند، با موانع جادهای، تیراندازی و خشونت افراد مسلح و برخی ساکنان کنونی املاک خود مواجه شدند.
به نوشته این پژوهشگر، این حادثه پرسش اصلی درباره روند ادغام در سوریه را آشکار کرده است؛ اینکه آیا توافقهای سیاسی میان دمشق و کُردها در صورت ناتوانی دولت در اجرای تعهدات خود در میدان و حفاظت از بازگشتکنندگان، میتوانند در عمل اعتبار داشته باشند یا خیر.
سرهکانی؛ شهری در قلب مسئله بازگشت آوارگان
سرهکانی که در منابع عربی «رأسالعین» نامیده میشود، در شمال شرقی استان حسکه و در مقابل شهر جیلانپینار ترکیه قرار دارد. این شهر پیش از سال ۲۰۱۹ تحت کنترل مدیریت خودگردان شمال و شرق سوریه قرار داشت و شمار زیادی از کُردها در آن سکونت داشتند.
پولات جان در این یادداشت با اشاره به تحولات سال ۲۰۱۹ مینویسد پس از خروج نیروهای آمریکایی از مناطق مرزی، ترکیه و گروههای وابسته به ارتش ملی سوریه به سرهکانی و گرهسپی حمله کردند. در نتیجه این عملیات، بخش عمده جمعیت کُرد سرهکانی مجبور به ترک شهر شدند و خانهها، زمینها و دیگر املاک آنان در اختیار افراد و گروههای دیگری قرار گرفت.
به نوشته وی، مسئله پس از پایان عملیات نظامی نیز متوقف نشد و در سالهای بعد، گزارشهایی از غارت، اخاذی و مصادره غیرقانونی خانهها، مغازهها و زمینهای کشاورزی منتشر شد. همچنین برخی نیروهای مسلح، خانوادههای آنان و افرادی که از مناطق دیگر سوریه وارد این مناطق شده بودند، در املاک متعلق به آوارگان اسکان داده شدند.
شکلگیری یک وضعیت جدید در املاک آوارگان
نویسنده معتقد است آنچه در سرهکانی شکل گرفت، صرفاً یک وضعیت موقت ناشی از جنگ نبود، بلکه به تدریج ساختاری اقتصادی و جمعیتی ایجاد شد که در آن ادامه عدم حضور مالکان اصلی به سود کسانی بود که خانهها، زمینها و مغازههای آنان را در اختیار داشتند.
پولات جان تأکید میکند که استفاده از واژه «اسکانیافته» در این زمینه به معنای انتساب یک هویت قومی خاص نیست، بلکه به رابطه افراد با املاک مصادرهشده اشاره دارد. به نوشته او، ممکن است برخی از ساکنان کنونی خود نیز در مناطق دیگری از سوریه آواره شده باشند، اما آوارگی آنان نمیتواند مالکیت خانههای متعلق به کُردهای سرهکانی را از بین ببرد.
وی تأکید میکند که مسئولیت دولت دمشق است که برای خانوادههای آوارهای که در این املاک اسکان داده شدهاند، راهحل انسانی پیدا کند و مالکان کُرد نباید برای حل مشکل آوارگی دیگران، مالکیت خانهها و زمینهای خود را برای همیشه از دست بدهند.
توافقهای دمشق و کُردها و وعده بازگشت امن
در ادامه یادداشت آمده است که توافقهای دمشق و نیروهای کُرد قرار بود این وضعیت را تغییر دهد. بر اساس توافق ۱۰ مارس ۲۰۲۵، کُردها به عنوان بخشی جداییناپذیر از سوریه به رسمیت شناخته شدند و بر تضمین حقوق شهروندی و قانون اساسی آنان، ادغام نهادهای نظامی و غیرنظامی شمال شرق سوریه و بازگشت امن آوارگان تأکید شد.
پس از آنکه اجرای توافق با مشکلاتی مواجه شد و بار دیگر درگیریها شدت گرفت، توافق ژانویه ۲۰۲۶ روند ادغام مرحلهای را احیا کرد و موضوع بازگشت آوارگان نیز به یکی از عناصر مهم اعتمادسازی میان دمشق و نیروهای تحت رهبری کُردها تبدیل شد.
پولات جان بر همین اساس معتقد است سرهکانی اکنون به یک آزمون مستقیم برای تعهدات مندرج در هر دو توافق تبدیل شده است؛ زیرا اگر دولت جدید سوریه نتواند از بازگشت خانوادههایی که قصد دارند به خانههای خود بازگردند محافظت کند، اعتبار وعدههای مربوط به ادغام، حقوق شهروندی و بازگشت آوارگان زیر سؤال خواهد رفت.
هشدارها پیش از حرکت نخستین کاروان
در این یادداشت تأکید شده است که خطر درگیری پیش از حرکت نخستین کاروان نیز وجود داشت. بر اساس گزارشهایی که نویسنده به آنها استناد کرده، در ماه جولای افرادی که خود را نمایندگان گروههای مسلح عشایری از مناطق مختلف سوریه معرفی میکردند، تهدید کرده بودند که اجازه بازگشت ساکنان اصلی سرهکانی را نخواهند داد.
به نوشته پولات جان، این افراد نام قبایل مشخصی را مطرح نکرده بودند، اما ادعا میکردند نماینده نیروهای عشایری در مناطق مختلف سوریه هستند و بازگشت کُردها را به کنترل کامل دمشق بر استان حسکه و خروج نیروهای دموکراتیک سوریه مرتبط میکردند.
برخی از این افراد نیز تهدید کرده بودند در صورتی که بازگشت کُردها پیش از تحقق خواستههای سیاسی آنان انجام شود، دست به خشونت خواهند زد.
نخستین کاروان و رویارویی با خشونت
پس از ماهها برنامهریزی، نخستین کاروان خانوادههای آواره از حسکه به سمت سرهکانی حرکت کرد. این خانوادهها نزدیک به هفت سال در اردوگاهها، خانههای اجارهای و سکونتگاههای موقت زندگی کرده بودند و اکنون قصد داشتند به خانهها، مغازهها و زمینهایی بازگردند که پیش از آوارگی در اختیار آنان بود.
در جریان بازگشت، گروههایی از ساکنان کنونی و افراد مسلح از ورود آنان جلوگیری کردند. به نوشته نویسنده، برخی افراد مسلح به بازگشتکنندگان حمله کردند، به سمت خودروها تیراندازی شد و تعدادی از خودروها و اتوبوسها آسیب دیدند.
تصاویر منتشرشده از کاروان نیز خانوادههایی را نشان میداد که در داخل خودروهای خود گرفتار شده بودند؛ در میان آنان زنان، کودکان و سالمندان حضور داشتند که انتظار داشتند بازگشتشان در چارچوب توافقهای صورتگرفته و با حفاظت مسئولان انجام شود.
درخواست پول برای بازپسگیری خانهها
یکی دیگر از موضوعات مورد توجه در این یادداشت، درخواست پول از برخی مالکان کُرد برای تخلیه خانههایشان است.
پولات جان مینویسد برخی مالکان گزارش کردهاند که ساکنان کنونی برای تخلیه املاک، مبالغی تا حدود ۲ هزار دلار درخواست کردهاند. به نوشته وی، این نوع اخاذی در تلاشهای قبلی برای بازگشت نیز گزارش شده بود و در یک مورد یک خانواده برای بازپسگیری خانه خود با درخواست پرداخت ۱۵۰۰ دلار مواجه شده بود.
بر اساس این گزارش، در برخی موارد نیز افرادی که خانهها را ترک کردهاند، اثاثیه، درها، پنجرهها و حتی سیمکشی برق ساختمانها را با خود بردهاند.
از نگاه نویسنده، چنین وضعیتی نشان میدهد حتی اگر یک خانواده بتواند وارد ساختمان متعلق به خود شود، بازگشت به یک «ساختمان» الزاماً به معنای بازگشت به «خانه» و زندگیای نیست که پیش از آوارگی داشته است.
تناقض اصلی در روند ادغام
پولات جان ناکامی بازگشت خانوادههای کُرد را نشانه تناقضی اساسی در روند ادغام میداند.
به نوشته وی، دمشق از نیروهای دموکراتیک سوریه، نیروهای امنیت داخلی «آسایش» و نهادهای مدیریت خودگردان میخواهد در ساختار نظامی و اداری یکپارچه سوریه ادغام شوند و هیچ نیروی مسلحی خارج از کنترل دولت باقی نماند.
با این حال، نویسنده معتقد است اگر این اصل قرار است مبنای نظم جدید سوریه باشد، باید درباره گروههای مسلح وابسته به ارتش ملی سوریه و شبکههای مسلحی که از وضعیت ایجادشده پس از سال ۲۰۱۹ حفاظت میکنند نیز اعمال شود.
وی مینویسد صرف ادغام اعضای این گروهها در وزارتخانههای دفاع یا کشور، بدون برچیدن زنجیرههای فرماندهی سابق، نفوذ سرزمینی و منافع اقتصادی آنان، نمیتواند به معنای ادغام واقعی باشد.
آزمون اقتدار دولت دمشق
در بخش دیگری از تحلیل، حمله به کاروان بازگشتکنندگان به عنوان آزمونی برای میزان اقتدار واقعی دولت دمشق مطرح شده است.
پولات جان مینویسد دولت میتواند توافقهای ادغام را امضا کند و به اعضای گروههای مسلح عناوین رسمی بدهد، اما اگر افراد مسلح بتوانند مانع ورود یک کاروان غیرنظامی سازمانیافته شوند، اقتدار دولت در عمل محدود خواهد بود.
به نوشته او، واکنش دمشق به حوادث سرهکانی مشخص خواهد کرد که آیا روند ادغام به ایجاد یک نظام امنیتی واحد و پاسخگو منجر میشود یا اینکه صرفاً شبکههای مسلح رقیب را زیر پرچم واحد دولت قرار میدهد.
بازگشت آوارگان بدون بازگرداندن املاک کافی نیست
نویسنده تأکید میکند که بازگشت واقعی آوارگان تنها با اجازه عبور آنان از یک ایست بازرسی محقق نمیشود و باید حقوق مالکیت آنان نیز احیا شود.
در این یادداشت، ایجاد یک سازوکار شفاف برای رسیدگی به ادعاهای مالکیت، به رسمیت شناختن اسناد مالکیت، خارج کردن افراد فاقد حق قانونی از املاک، جبران خسارت اموال غارتشده یا تخریبشده و برخورد قضایی با موارد اخاذی به عنوان پیششرطهای بازگشت واقعی مطرح شده است.
پولات جان با استناد به اصول سازمان ملل درباره بازگرداندن مسکن و اموال آوارگان تأکید میکند افرادی که خانهها و املاکشان بهصورت غیرقانونی گرفته شده، حق دارند آنها را پس بگیرند.
عدالت انتقالی و ضرورت پاسخگویی همه عاملان
در بخش دیگری از یادداشت، مسئله سرهکانی به پرونده عدالت انتقالی در سوریه پیوند داده شده است.
نویسنده با اشاره به تشکیل کمیسیون ملی عدالت انتقالی سوریه در مه ۲۰۲۵، مینویسد سازمان دیدهبان حقوق بشر از مأموریت اولیه این کمیسیون انتقاد کرده بود؛ زیرا تمرکز اصلی آن بر جنایات حکومت بشار اسد قرار داشت و تخلفات گروههای مسلح غیردولتی به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته بود.
پولات جان بر این اساس تأکید میکند عدالت انتقالی نباید به جایگاه کنونی عاملان وابسته باشد. به نوشته وی، اگر فردی که در گذشته مرتکب غارت، اخاذی، آوارگی اجباری یا خشونت شده، امروز لباس رسمی دولت را بر تن کرده باشد، این موضوع نباید مانع رسیدگی قضایی به اقدامات گذشته او شود.
وی خواستار پاسخگویی تمامی عاملان، از جمله گروههای وابسته به ترکیه، نیروهای همسو با دولت و دیگر گروهها و افرادی شده است که در نقض حقوق آوارگان و بازگشتکنندگان نقش داشتهاند.
سرهکانی در امتداد بحرانهای ساحلی و سویداء
پولات جان همچنین وضعیت سرهکانی را در چارچوب تحولات گستردهتر سوریه بررسی میکند و به خشونتهای ساحلی در مارس ۲۰۲۵ و درگیریهای سویداء در جولای ۲۰۲۵ اشاره دارد.
به نوشته وی، در هر دو مورد، اقلیتهای سوری با خشونت مسلحانه، تحقیر جمعی و ضعف یا تأخیر در پاسخگویی مواجه شدند. نویسنده معتقد است تجربه سرهکانی نشان میدهد این مسئله هنوز در سوریه حل نشده و نحوه برخورد دولت جدید با بازگشت آوارگان میتواند نشانهای از میزان توانایی آن برای حفاظت برابر از همه جوامع باشد.
اعتراضها در مناطق کُردنشین
حوادث سرهکانی به اعتراضهایی در مناطق کُردنشین سوریه، بهویژه منطقه جزیره و کوبانی، منجر شد. معترضان خواستار حفاظت از خانوادههای بازگشتکننده و بازگرداندن خانهها و املاک آنان شدند.
به نوشته پولات جان، در برخی اعتراضها پرچمهای دولت دمشق از ساختمانهای عمومی پایین کشیده شد؛ با این حال، وی معتقد است تمرکز بر چنین اقداماتی بدون توجه به علت اصلی اعتراض، یعنی خشونت علیه خانوادههای آواره، مسئله اصلی را نادیده میگیرد.
او مینویسد برای کُردها مسئله صرفاً یک پرچم یا اعتبار یک دولت نیست، بلکه اعتبار دولت زمانی ایجاد میشود که بتواند از جان مردم حفاظت کند، حقوق آنان را بازگرداند و قانون را بدون تبعیض اجرا کند.
پیامدهای پرونده سرهکانی برای جامعه جهانی
نویسنده معتقد است پیامدهای این پرونده تنها به رابطه میان دمشق و کُردها محدود نمیشود و میتواند بر نگاه جامعه جهانی به دولت جدید سوریه نیز تأثیر بگذارد.
آمریکا، سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپا پیشتر از توافق میان دمشق و نیروهای کُرد استقبال کرده و بر ضرورت ایجاد یک روند سیاسی فراگیر و حفاظت از حقوق همه اقوام و گروههای مذهبی سوریه تأکید کردهاند.
پولات جان بر همین اساس استدلال میکند که دمشق نمیتواند همزمان خواستار مشروعیت بینالمللی، کاهش تحریمها و کمکهای بازسازی باشد و در نخستین آزمون جدی خود در زمینه حفاظت از بازگشتکنندگان، نتواند امنیت و حقوق آنان را تضمین کند.
اعتماد کُردها؛ نتیجه عملکرد دمشق
نویسنده در بخش پایانی یادداشت تأکید میکند که بیاعتمادی کُردهای سوریه به روند ادغام را نمیتوان صرفاً مخالفت با یکپارچگی سوریه دانست.
وی مینویسد مسئله اصلی، ترتیب مطالبات است؛ از کُردها خواسته میشود پیش از آنکه دمشق توانایی خود را برای حفاظت از آنان در برابر گروههای مسلح فعال در داخل یا پیرامون ساختار دولت جدید ثابت کند، بخش مهمی از استقلال نظامی، امنیتی و اداری خود را واگذار کنند.
از نگاه پولات جان، سرهکانی نباید به یک پرونده فرعی بشردوستانه تبدیل شود که پس از تکمیل روند ادغام به آن رسیدگی شود؛ بلکه این شهر یکی از معیارهای اصلی سنجش اعتبار خود روند ادغام است.
جمعبندی
در پایان این یادداشت آمده است که فاصله میان توافقهای امضاشده در دمشق و واقعیت قدرت در میدان، تنها با اقدامات عملی کاهش خواهد یافت؛ از جمله بازگشت امن خانوادههای آواره کُرد، بازگرداندن خانهها و زمینها، انحلال ساختارهای مسلح غیررسمی و پاسخگویی برابر تمامی عاملان خشونت و غارت.
پولات جان معتقد است اگر دمشق بتواند این مسئولیتها را انجام دهد، سرهکانی میتواند به نشانهای از توانایی نظم جدید سوریه برای جبران بخشی از بیعدالتیهای ایجادشده پس از اشغال تبدیل شود. اما اگر دولت جدید در این زمینه ناکام بماند، نتیجه آن تعمیق این برداشت خواهد بود که دمشق از کُردها انتظار دارد پیش از آنکه اعتماد آنان را به دست آورده باشد، به روند ادغام اعتماد کنند.
منبع: اوراسیا ریویو (Eurasia Review) – یادداشت پولات جان

نظر شما