خبرگزاری کردپرس _ سالهاست میپرسند چرا نرخ بیکاری در کرمانشاه همچنان بالاست. پاسخ را نمیتوان فقط در عملکرد یک دولت یا یک دوره مدیریتی جستوجو کرد. بیکاری در این استان، محصول انباشتهشدن چندین دهه عقبماندگی تاریخی، ضعف زیرساخت، سیاستگذاری نادرست و استفادهنکردن از ظرفیتهای مرزی است.
نخست، جغرافیای اقتصادی منطقه است. کرمانشاه در میان استانهایی قرار گرفتهاند که بسیاری از همسایگان مرزیشان نیز از توسعهیافتگی اقتصادی بالایی برخوردار نیستند. بنابراین برخلاف برخی مناطق کشور، در پیرامون این استان یک موتور اقتصادی قدرتمند برای ایجاد اشتغال شکل نگرفته است.
دوم، تاریخ است. کرمانشاه در دورههای مختلف تاریخی، بهویژه در قاجار و پهلوی، بارها در معرض جنگ، ناامنی و قحطی قرار داشته و جنگ هشتساله نیز بخش بزرگی از زیرساختهای اقتصادی و اجتماعی آن را تحت تأثیر قرار داد. طبیعی است استانی که دههها هزینه امنیت و جنگ را پرداخته، برای جبران عقبماندگی خود به برنامهای متفاوت و بلندمدت نیاز داشته باشد.
سوم، مرزهاست. مرز برای کرمانشاه و کردستان نباید صرفاً یک خط امنیتی روی نقشه باشد. مرز باید به دروازه تجارت، گردشگری، ترانزیت و اشتغال تبدیل شود. رسمیشدن مرزها، اگر بدون زیرساخت، تسهیل تجارت و برنامه اقتصادی باشد، بهتنهایی معجزه نمیکند.
چهارم، فرصت بزرگ اقلیم کردستان است. ایران میتوانست با توسعه زیرساختهای تجاری و لجستیکی، تقویت بازارچهها و ایجاد زنجیره تولید و صادرات، سهم بسیار بزرگتری از بازار اقلیم کردستان داشته باشد. غفلت از این ظرفیت، فرصت را برای رقبایی مانند ترکیه فراهم کرده است.
پنجم، ضعف زیرساخت است. از صنعت و حملونقل گرفته تا گردشگری، انرژی، شهرکهای صنعتی و زیرساختهای مرزی، هنوز فاصله زیادی میان ظرفیتهای کرمانشاه و زیرساخت لازم برای فعالکردن این ظرفیتها وجود دارد.
ششم، مشکل سیاستگذاری است. توسعه با پروژههای پراکنده و تصمیمهای مقطعی اتفاق نمیافتد. کرمانشاه بیش از پروژه، به یک نقشه راه اقتصادی بلندمدت نیاز دارد. نقشهای که دولتهای مختلف نتوانند با تغییر مدیران و دولتها آن را کنار بگذارند. پروژههایی مانند منوریل کرمانشاه نیز نمونهای از تصمیمهایی هستند که باید درباره نسبت هزینه، فایده و اولویت توسعهای آنها با دقت بیشتری پرسش کرد.
هفتم، مسئله سرمایهگذاری است. هرجا فضای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ناامن یا غیرقابل پیشبینی باشد، سرمایهگذار بخش خصوصی عقب مینشیند. کرمانشاه برای خروج از این وضعیت به امنیت سرمایهگذاری، شفافیت، ثبات تصمیمگیری و اعتماد میان دولت و بخش خصوصی نیاز دارد.
هشتم، مسئله مدیریت است. وقتی شایستهسالاری جای خود را به روابط سیاسی، قبیلهای، مذهبی و جناحی بدهد و بخشی از نخبگان از فرآیند تصمیمگیری کنار گذاشته شوند، نتیجه چیزی جز تضعیف حکمرانی و از دست رفتن فرصتهای توسعه نیست. توسعه را نمیتوان با حذف سرمایه انسانی ساخت.
نهم، نگاه امنیتی و عملیاتی به استان است. کرمانشاه امروز باید علاوه بر اهمیت امنیتی، بهعنوان یک استان اقتصادی، تجاری، گردشگری و ترانزیتی دیده شود. امنیت پایدار زمانی شکل میگیرد که مرزنشین، آینده اقتصادی خود را در توسعه منطقه ببیند.
دهم، کشاورزی، مرتعداری و دامداری است. کرمانشاه از ظرفیتهای قابل توجهی در کشاورزی، دامداری، مراتع و تولیدات روستایی برخوردارند؛ اما با وجدان باید پذیرفت که طی این سالها نتوانستهایم این ظرفیتها را بهدرستی به زنجیره ارزش، صنایع تبدیلی، بستهبندی، صادرات و اشتغال پایدار تبدیل کنیم. صرف داشتن زمین، مرتع و دام، توسعه ایجاد نمیکند؛ آنچه اشتغال میسازد، پیوند این ظرفیتها با بازار، فناوری، صنایع تبدیلی و تجارت است.
یازدهم، اقتصاد غیررسمی و کولبری است. وقتی فرصت شغلی رسمی و پایدار وجود نداشته باشد، اقتصاد غیررسمی رشد میکند. کولبری را نمیتوان فقط با برخورد امنیتی حل کرد. همانطور که قاچاق را نمیتوان بدون ایجاد مسیرهای قانونی و سودآور تجارت از بین برد. مرزنشین باید انتخاب داشته باشد. انتخاب میان یک شغل رسمی و آیندهدار، نه میان فقر و خطر.
دوازدهم، گردشگری، صنایعدستی و میراث تاریخی است. کرمانشاه تنها صاحب چند اثر تاریخی نیست،این استان بخشی از جغرافیای تمدنهای بزرگ تاریخ ایران و جهان است.
از میراث تاریخی و فرهنگی گرفته تا طبیعت، معماری، آیینها، صنایعدستی و فرهنگ بومی، ظرفیت عظیمی برای گردشگری داخلی و خارجی وجود دارد؛ اما هنوز نتوانستهایم این ثروت فرهنگی و تاریخی را به یک اقتصاد پایدار و اشتغالآفرین تبدیل کنیم. گردشگری زمانی توسعه مییابد که میراث، زیرساخت، اقامت، حملونقل، صنایعدستی، آموزش و بازار در کنار هم قرار گیرند.
کرمانشاه استانی بیظرفیتی نیست، اتفاقاً مسئله دقیقاً برعکس است. ظرفیت فراوان بوده، اما ظرفیتسازی اقتصادی متناسب با آن اتفاق نیفتاده است.
۴۵ سال است مردم این دیار با امید به فردای بهتر زندگی کردهاند؛ اما امید، اگر با برنامه، سرمایهگذاری، شایستهسالاری و تصمیمهای بزرگ همراه نشود، آرامآرام به حسرت تبدیل میشود.
کرمانشاه بیش از آنکه به وعده توسعه نیاز داشته باشند، به یک تصمیم تاریخی برای توسعه نیاز دارد

نظر شما