کردپرس- به مناسبت روز خبرنگار، مراسم کلنگزنی «پارک خبرنگار» و نامگذاری «خیابان قلم» در محله جانبازان (کوی فرهنگیان) شهرستان سردشت برگزار شد. این اقدام نمادین بیشک شایسته تقدیر است؛ امّا پرسشِ بنیادین و برخاسته از بطنِ همین رویداد، روشنتر و ضروریتر مینماید: آیا ما برای «خبرنگار» پارک میسازیم، یا برای «رسانه»؟ و در بُعد ساختاری، برای رسانه واقعاً چه کردهایم؟
نامگذاری خیابانی به نام «قلم» و اختصاصِ فضایی شهری به «خبرنگار»، در ظاهر اقدامی عمرانی و نمادین، و در لایه پنهان، به رسمیت شناختنِ نقشِ آگاهیبخشی، اطلاعرسانی و نقدِ اجتماعی در حیاتِ عمومیِ جامعه است.
با این وجود، از منظر مدیریت استراتژیک رسانه، چنین نمادهایی تنها زمانی کارکردی اثربخش خواهند داشت که در کنار آنها، برای توسعه «زیرساختهای رسانهای» نیز چارهای اندیشیده شود؛ مسئلهای که سردشت بهشدت با آن دستبهگریبان است.
در ادبیات مطالعات ارتباطات، رسانه صرفاً ابزارِ انتقالِ خبر نیست؛ بلکه نهادی اجتماعی برای شکلدهی به حوزه عمومی، نظارت بر نهادهای قدرت و بازنماییِ مسائلِ جامعه است.
بر اساس «نظریه برجستهسازی» (Agenda-Setting Theory)، این رسانهها هستند که تعیین میکنند جامعه درباره چه موضوعاتی بیندیشد و گفتوگو کند. در غیاب یک رسانه محلیِ قدرتمند، نهادینهشده و پاسخگو، بسیاری از دغدغههای شهروندان — از مسائل زیرساختی، درمانی و زیستمحیطی گرفته تا اشتغال، آموزش، فرهنگ و توسعه مرزی — در سطحِ گلایههای پراکنده تنزل یافته و هرگز وارد دستور کارِ عمومی مسئولان نمیشوند.
حقیقتِ تلخ این است که سردشت، با وجود تمامی ظرفیتهای انسانی، فرهنگی و تاریخیاش، همچنان از داشتن یک نشریه چاپیِ منظم، پایگاهِ خبری-تحلیلیِ حرفهای، رادیو یا تلویزیونِ محلی و حتی یک دکه روزنامهفروشی استاندارد،کتاب فروشی به روز و متنوع، محروم است. آنچه امروزه تحت عنوان اطلاعرسانی در این شهرستان جریان دارد، عموماً به چند کانال و صفحه در شبکههای اجتماعی محدود میشود؛ پلتفرمهایی که علیرغم کارکردهای مقطعیشان، فاقد ساختار تحریریه، مکانیسمهای راستیآزمایی (Fact-Checking)، سیاستگذاری محتوایی و استانداردهای روزنامهنگاریِ حرفهای هستند.
باید تأکید کرد که مشکل سردشت، فقدان استعداد نیست. این شهر جوانانِ مشتاق، نویسندگان و شاعرانِ شناختهشدهای در سطحِ منطقهای و ملی دارد.
حلقه مفقوده در اینجا، فقدانِ «بستر» است؛ بسترهایی برای آموزش، تولیدِ محتوایِ حرفهای، انتشارِ مستمر و گذار از علاقهمندیهای فردی به نهادهایِ رسانهایِ پایدار است.
حمایتِ واقعی از اهل قلم، به برگزاریِ مراسم مناسبتی و اعطای لوحِ تقدیر خلاصه نمیشود. تأسیس «خانه رسانه و قلم»، ایجادِ پایگاههایِ خبری-تحلیلیِ مستقل، برگزاریِ دورههایِ آموزشِ روزنامهنگاری، حمایت مادی و معنوی از گزارشهایِ تحقیقی، ایجادِ آرشیوِ دیجیتال از تاریخِ شفاهیِ منطقه و تأمینِ امکاناتِ سختافزاری برای فعالانِ ارتباطات، این موارد تنها بخشی از اقدامات عملیاتی هستند که میتوانند این خلأ ساختاری را پر کنند.
البته تمامی این موارد مشروط به حفظِ استقلالِ حرفهای رسانه است؛ چراکه رسانهای که از نظر مالی و ساختاری کاملاً وابسته به یک نهادِ خاص باشد، دیگر توانایی نمایندگیِ افکارِ عمومی و ایفای نقش رکن چهارم دموکراسی را نخواهد داشت.
رسانه مطالبهگر باید مستند، منصف و اخلاقمدار باشد و نقد آن در خدمتِ اصلاحِ امور نه تخریب قرار گیرد.
چنین رسانهای قادر است ضمن ثبت حافظه تاریخی شهر، شبکهای از گفتوگوی آگاهانه میان مردم، نخبگان و مسئولان برقرار سازد.
در این راستا، «پارکِ خبرنگار» میتواند از یک فضای سبزِ ساده، به پاتوقی فرهنگی برای نشستهای رسانهای، نقدِ کتاب، شبِ شعر و کارگاههای روزنامهنگاری و نقد و تحلیل رسانه ای تبدیل شود و «خیابانِ قلم» نقطه آغازی برای پاسداشتِ واقعی روزنامهنگاریِ محلی باشد.
سردشت قطعاً به پارکِ خبرنگار و خیابانِ قلم نیاز دارد؛ امّا بیش و پیش از آن، تشنه «نهادِ رسانه» است؛ رسانهای که صدایِ مستمر مردم باشد، نه صرفاً بازتابدهنده مناسبتها؛ مسئلهمحور باشد، نه مراسممحور؛ و پیگیرِ مطالباتی باشد که هیچ نمادِ شهریِ خاموشی بهتنهایی توانِ فریاد زدن آنها را ندارد.
امید است کلنگِ پارکِ خبرنگار که امروز بر زمین نشست، آغازی بر پیریزی یک «زیستبومِ رسانهایِ» حرفهای، مستقل و مطالبهگر برای سردشت باشد؛ تا این بار، پرسشِ «برای رسانه چه کردهایم؟» را نه با شعار، بلکه با اقداماتی ساختارمند پاسخ دهیم.

نظر شما