تنگنای نان و آینده و خانواده های از هم می پاشند

سرویس کردستان – استان کردستان امروز با یک تناقض قابل تأمل مواجه است؛ استانی که خانواده در فرهنگ اجتماعی آن همواره از جایگاهی ویژه برخوردار بوده و پیوندهای خویشاوندی و اجتماعی در بسیاری از مناطق آن نقش مهمی در حفظ انسجام خانواده داشته‌اند، اکنون با مجموعه‌ای از تحولات جمعیتی و اجتماعی روبه‌روست که نمی‌توان آنها را صرفاً با تغییر نگرش نسل جدید توضیح داد.

کرد پرس- کاهش ازدواج، تغییر الگوی تشکیل خانواده، دشواری اشتغال جوانان، افزایش هزینه‌های زندگی، بحران دسترسی به مسکن و نگرانی نسبت به آینده اقتصادی، در کنار آمار طلاق، تصویری پیچیده‌تر از وضعیت خانواده در استان ترسیم می‌کند؛ تصویری که اگرچه نیازمند پژوهش دقیق و چندساله است، اما نشانه‌های آن به اندازه‌ای جدی شده که نمی‌توان از کنارشان به سادگی عبور کرد.

در سال‌های گذشته، طلاق در بخش قابل توجهی از جامعه سنتی کردستان صرفاً یک تصمیم شخصی میان زن و مرد تلقی نمی‌شد، بلکه رخدادی با پیامدهای اجتماعی گسترده برای دو خانواده و شبکه خویشاوندی محسوب می‌شد. نگاه جامعه، جایگاه خانواده و نگرانی از پیامدهای اجتماعی جدایی باعث می‌شد بسیاری از زوجین حتی در شرایط دشوار، برای حفظ زندگی مشترک تلاش بیشتری داشته باشند. اما جامعه کردستان مانند دیگر جوامع ایران در حال تغییر است و ارزش‌ها، انتظارات و تعریف نسل جدید از ازدواج و زندگی مشترک نیز دستخوش تحول شده است. کاهش قبح اجتماعی طلاق، افزایش اهمیت استقلال فردی و تغییر انتظارات از کیفیت زندگی مشترک را نمی‌توان نادیده گرفت، اما در عین حال، نسبت دادن افزایش آسیب‌های خانوادگی صرفاً به «تغییر فرهنگ» نیز ساده‌سازی مسئله است؛ زیرا در پشت تغییرات خانوادگی، مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی و اجتماعی نیز قرار دارد که باید جدی گرفته شود.

عددهایی که نیازمند تحلیل‌اند

بر اساس آمار اعلام‌شده از سوی ثبت احوال کردستان، در فاصله مرداد ۱۴۰۳ تا پایان مرداد ۱۴۰۴، ۶۴۰۰ واقعه طلاق و ۱۳ هزار و ۸۸۵ واقعه ازدواج در استان به ثبت رسیده است. همچنین میانگین سن ازدواج نخست برای مردان ۲۸.۴۳ سال و برای زنان ۲۴.۱۲ سال اعلام شده و میانگین سن طلاق نخست نیز برای مردان ۳۸.۶۴ و برای زنان ۲۳.۳۴ سال گزارش شده است. این اعداد به‌خودی‌خود نمی‌توانند درباره علت طلاق یا کیفیت زندگی خانوادگی توضیح کاملی ارائه کنند و حتی نسبت دادن تعداد طلاق‌های یک سال به ازدواج‌های همان سال از نظر آماری نادرست است، زیرا طلاق‌های ثبت‌شده در هر سال مربوط به ازدواج‌هایی است که ممکن است سال‌ها قبل شکل گرفته باشند. با این حال، بزرگی این ارقام در کنار روندهای جمعیتی و اقتصادی استان نشان می‌دهد که خانواده در کردستان نیازمند مطالعه‌ای فراتر از شمارش سالانه ازدواج و طلاق است.

تازه‌ترین داده‌های اعلام‌شده از سوی ثبت احوال نیز نکته دیگری را آشکار می‌کند. در سال ۱۴۰۴، تعداد ازدواج‌های ثبت‌شده در کردستان ۱۷ درصد و تعداد طلاق‌ها ۲۲.۵ درصد نسبت به سال قبل کاهش داشته است. در نگاه نخست ممکن است کاهش طلاق اتفاقی مثبت به نظر برسد، اما وقتی این کاهش در کنار کاهش قابل توجه ازدواج قرار می‌گیرد، تحلیل ماجرا دشوارتر می‌شود. نمی‌توان صرفاً با مشاهده کاهش تعداد طلاق نتیجه گرفت که وضعیت خانواده بهبود یافته است، زیرا بخشی از کاهش طلاق می‌تواند در ارتباط با کاهش تعداد ازدواج‌های جدید باشد. به بیان دیگر، برای فهم وضعیت خانواده باید هم‌زمان پرسید چند نفر ازدواج کرده‌اند، چند نفر طلاق گرفته‌اند، سن ازدواج و طلاق چگونه تغییر کرده، چه تعداد از جوانان اساساً از تشکیل خانواده فاصله گرفته‌اند و چه عوامل اقتصادی و اجتماعی در این تصمیم‌ها نقش داشته‌اند.

اقتصاد؛ متهم ردیف اول نیست، اما نمی‌توان آن را از پرونده حذف کرد

هیچ تحلیل علمی نمی‌تواند همه طلاق‌های کردستان را به فقر، بیکاری یا مشکلات معیشتی نسبت دهد. طلاق پدیده‌ای چندعاملی است و عواملی مانند اختلافات زوجین، ضعف مهارت‌های ارتباطی، خشونت، اعتیاد، دخالت خانواده‌ها، تفاوت نگرش‌ها، تغییر سبک زندگی و افزایش استقلال فردی می‌توانند در شکل‌گیری آن نقش داشته باشند. با این حال، حذف متغیر اقتصاد از این معادله نیز به همان اندازه نادرست است. اقتصاد شاید در بسیاری از موارد علت مستقیم طلاق نباشد، اما می‌تواند زمینه‌ای ایجاد کند که در آن اختلافات خانوادگی سریع‌تر تشدید شوند و زوجین توان کمتری برای مدیریت بحران داشته باشند. خانواده‌ای که با درآمد ناپایدار، بدهی، اجاره سنگین، بیکاری یا نگرانی دائمی درباره آینده زندگی می‌کند، در معرض فشار روانی بیشتری قرار دارد و همین فشار می‌تواند اختلافات معمولی را به تعارض‌های عمیق‌تر تبدیل کند.

در این میان، وضعیت اشتغال جوانان اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. بر اساس اظهارات معاون آمار سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کردستان در آذرماه ۱۴۰۴، نرخ بیکاری گروه سنی ۱۵ تا ۲۴ سال در استان ۳۰ درصد اعلام شده و کردستان از نظر ایجاد اشتغال در رتبه ۲۶ کشور قرار داشته است. در عین حال، آمارهای فصلی تصویر متفاوتی ارائه می‌کنند؛ برای نمونه، نرخ بیکاری کل استان در بهار ۱۴۰۴، ۶.۶ درصد اعلام شد که نشان‌دهنده کاهش قابل توجه نسبت به برخی دوره‌های گذشته است. این تفاوت‌ها نشان می‌دهد که برای تحلیل وضعیت اقتصادی جوانان نمی‌توان تنها به یک شاخص یا یک فصل آماری تکیه کرد و باید نرخ مشارکت اقتصادی، کیفیت اشتغال، درآمد، اشتغال ناقص، ثبات شغلی و قدرت تأمین هزینه‌های زندگی را نیز در نظر گرفت.

مسئله جوانان کردستان فقط «داشتن یا نداشتن شغل» نیست؛ مسئله مهم‌تر این است که آیا جوانان می‌تواند با درآمدی که از شغل خود به دست می‌آورد، آینده‌ای قابل پیش‌بینی برای خود تصور کنند یا نه. ممکن است فردی در آمار رسمی شاغل محسوب شود، اما شغل او آن‌قدر ناپایدار، فصلی یا کم‌درآمد باشد که امکان اجاره مسکن، تشکیل خانواده و تحمل هزینه‌های یک زندگی مستقل را برای او فراهم نکند. از همین منظر، پیوند میان بازار کار و خانواده بسیار عمیق‌تر از آن است که بتوان آن را در یک جدول نرخ بیکاری خلاصه کرد.

جوانی که آینده‌اش مبهم است، چگونه خانواده بسازد؟

ازدواج تنها یک انتخاب عاطفی نیست؛ برای بسیاری از جوانان، تصمیمی است که مستقیماً با آینده اقتصادی آنها گره خورده است. جوانی که نمی‌داند سال آینده شغلش را خواهد داشت یا نه، نمی‌تواند به‌راحتی برای مسکن، فرزندآوری و سایر هزینه‌های زندگی برنامه‌ریزی کند. وقتی هزینه اجاره، خرید مسکن، مراسم ازدواج و مخارج روزمره افزایش می‌یابد، تصمیم به ازدواج برای بخشی از جوانان به تصمیمی پرریسک تبدیل می‌شود. نتیجه نیز می‌تواند به شکل تأخیر در ازدواج یا فاصله گرفتن کامل از تشکیل خانواده بروز کند.

اینجاست که مسئله کاهش ازدواج از یک موضوع فرهنگی صرف فراتر می‌رود و به مسئله‌ای اقتصادی و جمعیتی تبدیل می‌شود. اگر جوانی ازدواج را به دلیل نبود شغل یا مسکن به تأخیر بیندازد، این تصمیم فقط زندگی شخصی او را تغییر نمی‌دهد؛ بلکه در بلندمدت بر فرزندآوری، ساختار سنی جمعیت، مهاجرت و حتی آینده نیروی کار استان نیز اثر می‌گذارد. به همین دلیل، سیاست خانواده نمی‌تواند از سیاست اشتغال، مسکن و توسعه اقتصادی جدا باشد.

مسکن؛ مشکلی که کمتر دیده می‌شود

در میان عوامل اقتصادی مؤثر بر خانواده، مسکن جایگاه ویژه‌ای دارد. برای یک زوج جوان، داشتن مسکن مستقل فقط مسئله رفاه نیست، بلکه بخشی از امنیت اقتصادی و روانی خانواده محسوب می‌شود. خانواده‌ای که بخش بزرگی از درآمد خود را صرف اجاره می‌کند، طبیعتاً منابع محدودتری برای پس‌انداز، آموزش، درمان، فرزندآوری و حتی مدیریت بحران‌های خانوادگی خواهد داشت. اگر درآمد ثابت نباشد و هزینه مسکن نیز سهم بالایی از درآمد را به خود اختصاص دهد، کوچک‌ترین شوک اقتصادی می‌تواند توازن مالی خانواده را بر هم بزند.

از این منظر، نمی‌توان از جوانان انتظار داشت که صرفاً با توصیه‌های فرهنگی ازدواج کنند، اما درباره زیرساخت‌های اقتصادی لازم برای تشکیل خانواده سکوت کرد. اگر سیاست‌گذار خواهان افزایش ازدواج است، باید درباره شغل پایدار، مسکن قابل دسترس و قدرت خرید خانوار نیز پاسخ روشن داشته باشد. خانواده با بخشنامه تشکیل نمی‌شود؛ خانواده در بستری از امنیت اقتصادی و اجتماعی شکل می‌گیرد.

تغییر فرهنگ را نباید با فروپاشی اخلاقی اشتباه گرفت

در جامعه سنتی کردستان، طلاق برای بسیاری از خانواده‌ها هزینه اجتماعی سنگینی داشت. نگاه خانواده و خویشاوندان و اهمیت حفظ پیوندهای اجتماعی باعث می‌شد جدایی تصمیمی بسیار دشوار باشد. اما نسل جدید در فضایی متفاوت رشد کرده است. استقلال فردی، کیفیت رابطه، انتخاب شخصی و رضایت از زندگی مشترک برای نسل جدید اهمیت بیشتری پیدا کرده و تحمل برخی الگوهای سنتی کاهش یافته است.

کاهش قبح اجتماعی طلاق را نمی‌توان صرفاً نشانه فروپاشی ارزش‌های خانوادگی دانست. در برخی موارد، کاهش انگ اجتماعی طلاق می‌تواند به فردی که در یک رابطه ناسالم قرار دارد امکان بیشتری برای خروج از آن بدهد. بنابراین، هدف سیاست‌گذاری نباید صرفاً پایین آوردن عدد طلاق به هر قیمت باشد؛ بلکه باید تلاش کرد طلاق‌های قابل پیشگیری کاهش یابد و کیفیت زندگی مشترک، امنیت خانواده و سلامت فرزندان افزایش پیدا کند.

این تمایز اهمیت زیادی دارد؛ زیرا ممکن است کاهش طلاق در یک جامعه در ظاهر نشانه موفقیت باشد، اما اگر بخشی از آن ناشی از افزایش فشار اجتماعی بر افراد یا دشوارتر شدن دسترسی به خدمات حمایتی باشد، نمی‌توان آن را موفقیت سیاست خانواده دانست.

مسئله اصلی، زنجیره‌ای از آسیب‌هاست

اگر آمارهای ازدواج و طلاق را در کنار وضعیت اشتغال و معیشت قرار دهیم، با یک مسئله منفرد مواجه نیستیم؛ بلکه با زنجیره‌ای از عوامل روبه‌رو هستیم که می‌توانند یکدیگر را تقویت کنند. بیکاری یا اشتغال ناپایدار ممکن است ازدواج را به تأخیر بیندازد؛ تأخیر در ازدواج می‌تواند بر فرزندآوری اثر بگذارد؛ فشار اقتصادی پس از ازدواج می‌تواند تعارضات خانوادگی را افزایش دهد و در صورت همراه شدن با مشکلات دیگری مانند اعتیاد، خشونت یا ضعف مهارت‌های ارتباطی، احتمال فروپاشی رابطه را افزایش دهد. این زنجیره البته در مورد همه خانواده‌ها یکسان عمل نمی‌کند و اثبات میزان اثر هر عامل نیازمند پژوهش علمی است، اما نادیده گرفتن ارتباط احتمالی میان این متغیرها نیز تصمیم درستی نیست.

به همین دلیل، مسئله کردستان را نباید فقط در قالب «آمار طلاق» دید. اگر خانواده یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های اجتماعی استان است، باید مجموعه عواملی را که پیش از طلاق بر آن فشار وارد می‌کنند شناسایی کرد. شاید مهم‌ترین سؤال این نباشد که چرا برخی زوجین طلاق می‌گیرند، بلکه این باشد که چه تعداد از جوانان اساساً امکان تشکیل خانواده را از دست داده‌اند یا چه تعداد از خانواده‌های جوان به دلیل فشار اقتصادی در وضعیت شکننده قرار گرفته‌اند.

کردستان به یک نظام رصد خانواده نیاز دارد

در چنین شرایطی، یکی از نخستین اقدامات ضروری می‌تواند ایجاد یک نظام جامع رصد خانواده در استان باشد؛ نظامی که اطلاعات ثبت احوال، دانشگاه‌ها، بهزیستی، دستگاه قضایی، اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی و نهادهای مرتبط با مسکن و اشتغال را کنار یکدیگر قرار دهد. لازم است مشخص شود طلاق در کدام شهرستان‌ها بیشتر است، چه گروه‌های سنی آسیب‌پذیرتر هستند، چند درصد طلاق‌ها در سال‌های نخست زندگی رخ می‌دهد، وضعیت اقتصادی زوجین پیش از طلاق چگونه بوده، سهم اعتیاد و خشونت و مشکلات ارتباطی چقدر است و آیا میان مهاجرت، حاشیه‌نشینی و آسیب‌های خانوادگی رابطه‌ای وجود دارد یا خیر.

چنین داده‌ای باید به تفکیک شهرستان و در یک بازه چندساله تهیه شود تا سیاست‌گذار بتواند به جای واکنش مقطعی، روندها را شناسایی کند. بدون این اطلاعات، هر برنامه‌ای برای کاهش طلاق یا افزایش ازدواج ممکن است بیش از آنکه مبتنی بر شواهد باشد، بر برداشت‌های کلی و گمانه‌زنی استوار شود.

از «تحکیم خانواده» با شعار تا سیاست واقعی

سال‌هاست عبارت «تحکیم بنیان خانواده» در برنامه‌ها و سخنرانی‌های رسمی تکرار می‌شود، اما تحکیم خانواده تنها با آموزش و توصیه اخلاقی محقق نمی‌شود. اگر مسئله یک خانواده بیکاری است، راه‌حل آن صرفاً کلاس مهارت زندگی نیست؛ اگر مشکل اصلی مسکن است، توصیه به صبر نمی‌تواند جای خانه مناسب را بگیرد و اگر مسئله اعتیاد، خشونت یا مشکلات ارتباطی است، حمایت اقتصادی به تنهایی کافی نیست. خانواده یک ساختار چندبعدی است و سیاست حمایت از خانواده نیز باید همین ویژگی را داشته باشد.

از این رو، اشتغال پایدار جوانان، سیاست مسکن، حمایت هدفمند از خانوارهای کم‌درآمد، خدمات مشاوره‌ای باکیفیت، پیشگیری از خشونت و اعتیاد و آموزش مهارت‌های ارتباطی باید در قالب یک برنامه هماهنگ دیده شوند، نه اینکه هر دستگاه بخشی از مسئله را جداگانه دنبال کند و در پایان نیز هیچ نهادی مسئول نتیجه نهایی نباشد.

هشدار؛ کاهش طلاق الزاماً خبر خوبی نیست

یکی از مهم‌ترین نکاتی که مسئولان باید به آن توجه کنند این است که کاهش طلاق به تنهایی نمی‌تواند شاخص موفقیت سیاست خانواده باشد. همان‌طور که آمارهای سال ۱۴۰۴ نشان می‌دهد، در کنار کاهش ۲۲.۵ درصدی طلاق، ازدواج نیز ۱۷ درصد کاهش یافته است. بنابراین، کاهش طلاق می‌تواند در کنار کاهش تشکیل خانواده اتفاق افتاده باشد و همین موضوع ضرورت احتیاط در تفسیر آمار را دوچندان می‌کند.

شاخص واقعی موفقیت باید چیزی فراتر از تعداد طلاق باشد؛ کیفیت زندگی مشترک، امنیت خانواده، سلامت کودکان، رضایت زوجین، دسترسی به خدمات حمایتی و کاهش طلاق‌های قابل پیشگیری باید در کنار آمار ثبتی قرار گیرد. در غیر این صورت ممکن است سیاست‌گذار به جای حل مسئله، صرفاً با عدد مسئله برخورد کند.

خطاب به مسئولان؛ مسئله را پیش از آنکه دیر شود ببینید

اکنون پرسش اصلی این است که مسئولان استان با این مجموعه نشانه‌ها چه خواهند کرد. آیا آمار ازدواج و طلاق صرفاً در جلسات اداری قرائت خواهد شد یا قرار است به مبنای یک برنامه علمی برای خانواده تبدیل شود؟ اگر ازدواج کاهش یافته است، سهم بیکاری، درآمد، مسکن و نگرانی از آینده در این کاهش چقدر است؟ اگر طلاق کاهش یافته، آیا واقعاً کیفیت زندگی خانوادگی بهتر شده یا بخشی از کاهش ناشی از کوچک‌تر شدن تعداد ازدواج‌هاست؟ و اگر جوانان از ازدواج فاصله گرفته‌اند، سیاست استان برای ایجاد شرایطی که یک جوان بتواند با اطمینان بیشتری آینده خود را بسازد چیست؟

این پرسش‌ها دیگر صرفاً پرسش‌های رسانه‌ای نیستند؛ آنها پرسش‌های مربوط به آینده استان هستند.

کردستان نمی‌تواند از جوانان انتظار ازدواج و فرزندآوری داشته باشد، اما هم‌زمان اشتغال، مسکن، درآمد و امنیت اقتصادی آنان را مسئله‌ای جدا از خانواده بداند. اگر خانواده یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های اجتماعی استان است، حفظ آن نیز باید بخشی از برنامه توسعه استان باشد، نه موضوعی فرعی که تنها هنگام انتشار آمار طلاق مورد توجه قرار گیرد.

زنگ خطر شاید خود طلاق نباشد

شاید زنگ خطر اصلی در کردستان خودِ طلاق نباشد؛ زنگ خطر واقعی، هم‌زمانی چند روند است: کاهش ازدواج، دشواری اشتغال جوانان، فشار هزینه‌های زندگی، مسئله مسکن، تغییر نگرش نسل جدید و نگرانی درباره آینده. هر کدام از این عوامل به تنهایی قابل مدیریت است، اما قرار گرفتن آنها در کنار یکدیگر می‌تواند به شکل‌گیری چرخه‌ای منجر شود که پیامدهای آن از زندگی یک زوج فراتر رود و آینده جمعیتی و اجتماعی استان را تحت تأثیر قرار دهد.

خانواده را نمی‌توان با توصیه حفظ کرد؛ خانواده در بستری از امنیت اقتصادی، اجتماعی، روانی و فرهنگی شکل می‌گیرد. اگر جوانی شغل پایدار نداشته باشد، اگر امکان تأمین مسکن برای او دشوار باشد و اگر آینده اقتصادی خود را نامطمئن ببیند، طبیعی است که تصمیم‌های خانوادگی او نیز تحت تأثیر قرار گیرد. از سوی دیگر، خانواده‌ای که زیر فشار اقتصادی زندگی می‌کند، برای عبور از بحران‌های دیگر نیز به حمایت و خدمات تخصصی نیاز دارد.

بنابراین، هشدار امروز کردستان فقط درباره تعداد طلاق‌ها نیست؛ درباره آینده نسلی است که باید بتواند در این استان بماند، کار کند، ازدواج کند و خانواده‌ای با ثبات تشکیل دهد.

اگر مسئولان امروز این مسئله را صرفاً یک موضوع آماری ببینند، ممکن است فردا با مسئله‌ای بسیار بزرگ‌تر مواجه شوند؛ مسئله‌ای که دیگر فقط نامش «طلاق» نیست، بلکه با جمعیت، مهاجرت، سرمایه اجتماعی، نیروی کار و آینده توسعه کردستان پیوند خورده است.

و شاید مهم‌ترین پرسشی که اکنون باید روی میز مدیران استان قرار گیرد، همین باشد:

آیا از خانواده‌ها فقط انتظار داریم خودشان را با شرایط موجود تطبیق دهند، یا سیاست‌گذار نیز مسئولیت ساختن شرایطی را که خانواده در آن بتواند دوام بیاورد، خواهد پذیرفت؟

کد مطلب 2798364

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha