خبرگزاری کردپرس _ واکاوی وضعیت حکمرانی شهری کرمانشاه از 5 منظر به وضعیت یک پروژه شاخص شهری در دست اجرا، یعنی قطار شهری کرمانشاه (منوریل سابق ) بر اساس بررسی و نظر سنجی اجمالی از کارشناسان خبره و شهروندان، مشاهدات میدانی و توجه به بازخوردهای اجتماعی و . . . می پردازیم امید است این نوشته به عنوان مقدمه ای باب گفتگوی کارشناسی در این زمینه را در راستای توسعه وتعالی شهری کرمانشاه تسهیل نماید.
الف) بررسی پروژه قطار شهری کرمانشاه با استفاده از چارچوب ساده تحلیلی «هدف / اقدام / نتیجه / پیامد».
در برنامه ریزی توسعه در قالب چارچوب (هدف / اقدام / نتیجه / پیامد)، ابتدا اهداف تعیین می شود و برای تحقق اهداف مجموعه اقداماتی شامل طرح ها و پروژه ها به اجرا در می آید که انتظار می رود نتایج آنها در راستای تحقق اهداف اولیه باشد و خروجی مجموعه ی فعالیت های انجام گرفته یا پیامد آن در راستای توسعه، رفاه و بهبود سطح زندگی جامعه هدف قرار گیرد.
اگر با این چارچوب ساده تحلیلی (هدف/اقدام/نتیجه/پیامد) پروژه قطار شهری کرمانشاه را مورد بررسی کارشناسی قرار دهیم:
هدف اولیه طرح: تسهیل عبور و مرور شهری، کاهش ترافیک، کاهش آلودگی، افزایش عدالت در دسترسی به حملونقل عمومی و در نهایت توسعه پایدار شهری می باشد.
انتظار شهروندان و کارشناسان (ذینفعان طرح های توسعه شهری) این است که در تعیین اولویتهای توسعه شهری و در این مورد خاص توسعه سیستم های حمل و نقل عمومی، طرح ها و پروژه های اجرایی به نحوی انتخاب و عملیاتی شوند که مشکلات اساسی را بصورت ریشه ای حل و فصل نمایند.

اقدام و عملیات اجرایی: احداث قطار شهری با مسیری مستقیم در جهت شمالی-جنوبی شهر و با روندی کند و چندین ساله و افقی نامعلوم برای بهره برداری نهایی در دست اجرا می باشد.
آیا مطالعات جامع ترافیکی با کیفیت مناسب (مانند مبدأ _ مقصد) برای انتخاب بهینهترین مسیر انجام شد؟
آیا گزینههای جایگزین (مانند BRT) با هزینه _ فایده کمتر بررسی شدند؟
آیا این پروژه عظیم، منابع مالی و انسانی شهر را از اولویتهای فوریتر (ناهنجاری ترافیکی، سیستم های دفع آب های سطحی، توسعه فضای سبز، توسعه تسهیلات رفاهی شهری، توجه به مناطق حاشیه ای و . . . ) منحرف خواهدکرد؟
ارزیابی های کارشناسی و همچنین اقدمات موردی شهرداری (برای شاهد به موضوع احداث پل روگذر در میدان سپاه اشاره می شود) نشان می دهد این اقدام (یعنی تعریف پروژه قطار شهری با این شکل و شمایل) در شناسایی و حل مشکل ترافیک شهری ناکارآمد بوده است.
نتیجه: برداشت عمومی این است که پروژه قطار شهری با طرح و برنامه ای که در قالب آن اجرا شده است پوشش گسترده نیازهای عموم شهروندان در زمینه حمل و نقل و تسهیل عبور و مرور را فراهم نمی نماید.
الگوی اسکان و تردد شهروندان در مناطق مختلف شهری کرمانشاه بصورتی است که این طرح حتی در صورت بهره برداری کامل پاسخگوی نیازهای آنها نیست، از دست رفتن زمان (سالهای اجرا)، ایجاد اختلال طولانیمدت در بافت شهری در حین ساخت و عدم تحقق اهداف ترافیکی در آینده، از مصادیق فرصتسوزی و هدررفت منابع می باشد، این وضعیت ناشی از ضعف در "جلب مشارکت" (عدم توجه به نظر کارشناسان مستقل) و "کارآیی" (مدیریت پروژه از مرحله انتخاب تا اجرا و . . . ) بوده است.
4- پیامد: پیامد این طرح بزرگ، کاهش سرمایه اجتماعی خواهد بود، وقتی مردم پروژهای پرهزینه را میبینند که نیاز اصلی آنان را به شکل بهینه برطرف نکرده، به تدریج اعتماد خود را به مدیریت شهری و نهادهای برنامهریز از دست میدهند، عموم شهروندان این پروژه را نه یک طرح توسعه ای بلکه بعنوان یک مشکل و اختلال در توسعه شهری می بینند. وقتی در ذهن مردم کاری بعنوان بی ثمر و بیهوده نقش می بندد، مشارکت آنها در حد همراهی ظاهری در حتی طرحهای آتی (که شاید ضروری هم باشد) کاهش مییابد. سرمایه اجتماعی زیربنای توسعه است حکمرانی بد (با ویژگیهایی مانند عدم پاسخگویی، شفافیت و کارآیی) آن را تحلیل میبرد.

بررسی پروژه قطار شهری کرمانشاه از منظر تحلیل ساده «هدف/اقدام/نتیجه/پیامد» نشان میدهد که ضعف در اصول حکمرانی خوب (مطالعات ناقص، پاسخگویی ضعیف و مشارکت ناکافی ذی نفعان) منجر به تخصیص غیربهینه منابع (سرمایه، زمان، اعتماد عمومی) شده است. اقدام انجامشده ( اجرای عملیات قطار شهری در یک خط طولی) نه تنها با هدف توسعه شهری تعارض دارد، بلکه نشانه تبدیل یک فرصت توسعه به یک «فرصتسوزی» بزرگ و در نهایت، تخریب سرمایه اجتماعی که مهمترین سرمایه برای هر گونه توسعه آتی در کرمانشاه است، خواهد شد.
«حکمرانی ضعیف شهری، نه تنها از تعریف پروژه متناسب با نیازهای واقعی شهروندان عاجز است بلکه پروژهها را ناکام میگذارد، و اینگونه است که زمینه اجتماعی لازم برای هرگونه پیشرفت بعدی را نیز از بین میبرد.»
تحلیل و بررسی شکاف بین اصول حکمرانی خوب شهری و فرآیندهای تصمیمگیری و تخصیص منابع در پروژه قطار شهری کرمانشاه نشان می دهد تداوم این پروژه علیرغم تردیدهای کارشناسی جدی، نشاندهنده نقض اصول پاسخگویی، مشارکت و کارایی است.
پیامد نهایی این وضعیت، نه تنها فرصتسوزی در ابعاد مختلف اقتصادی اجتماعی، بلکه تشدید ناکارآمدی ساختاری در مدیریت شهری و در نهایت تضعیف سرمایه اجتماعی است.

ب) آیا در قطار شهری کرمانشاه شاهد تله ی تعهد هستیم؟
در تله ی تعهد، تخصیص اولیه بودجه و شروع فیزیکی یک طرح و پروژه، ادامه پروژه را فارغ از کارایی آن به یک «الزام غیرقابل بازگشت» تبدیل می نماید.
به احتمال قوی ما در ادامه اجرای عملیات پروژه قطار شهری کرمانشاه حتی پس از بازنگری اولیه و تغییر آن از منوریل به قطار شهری در تله ی تعهد قرار داریم، تله تعهد زمانی رخ میدهد که سرمایهگذاری اولیه (مالی، سیاسی، اعتباری) آنقدر سنگین باشد که تصمیمگیران، حتی در مواجهه با اطلاعات جدید تایید کننده ناکارآمدی پروژه، احساس کنند متوقف کردن آن نسبت به ادامه، هزینه بیشتری (شامل پذیرش شکست، از دست دادن وجهه، مواجهه با خسارات قراردادی و عصبانیت ذینفعان ایجادشده) دارد.
شواهد تله تعهد در پروژه قطار شهری کرمانشاه:
سرمایه سیاسی: این پروژه به نماد «توسعه» و «عملگرایی» مسئولان تبدیل شده است. توقف آن میتواند به عنوان «ضعف نظام برنامه ریزی» «عدم توانایی مدیریت» «عدم توانایی در اجرا» یا «عدول از وعدهها» تفسیر شود.
سرمایه مالی و قراردادی: با آغاز فیزیکی پروژه و عقد قراردادها، شبکهای از تعهدات حقوقی و مالی ایجاد شده است، خروج از این دایره، مستلزم پرداخت خسارات و مواجهه با دعاوی و مسئولیت پذیری در قبال عواقب آن است.
منطق «تله تعهد» توضیح میدهد که چرا علیرغم ابراز تشکیک کارشناسی گسترده توسط کارشناسان خبره، مدیران قبلی و حتی مدیران فعلی (البته در جمع های خودمانی ومحدود)، پروژه هر چند با شتاب کمتری اما همچنان پیش میرود، این پیشروی، نه بر مبنای بازنگری و اثبات کارایی، بلکه بر مبنای اجتناب از هزینههای متوقفسازی است.
ج) آیا در سایه طرح قطار شهری کرمانشاه، شهر از داشتن یک شبکه حمل و نقل کارآمد محروم مانده است؟
منابع مالی کلان این پروژه (هزاران میلیارد تومان)، اگر بهطور بهینه تخصیص مییافت، میتوانست صرف ایجاد یک شبکه یکپارچه و چندوجهی شود. برای مثال:
گسترش و نوسازی کامل ناوگان اتوبوسرانی با خطوط فراگیر
ایجاد چند خط BRT در مسیرهای اصلی با ظرفیت بالا
هوشمندسازی ترافیک و بهبود معابر در نقاط مختلف شهری
ایجاد و تشویق سیستم دوچرخه سواری
این شبکه ترکیبی، پوشش جغرافیایی بسیار گستردهتر، دسترسی بهتر و انعطافپذیری بیشتری را با هزینه کمتر و زمان اجرای کوتاهتر فراهم میکرد. حملو نقل ناکارآمد در شرایط فعلی که مشخص نیست تا کی ادامه دارد، رگ حیات اقتصاد شهر را میفشارد، زمان تلفشده در ترافیک، بر بهرهوری نیروی کار اثر مستقیم میگذارد.
امروزه سیستم های حملونقل روان و ارزان، برای جذب سرمایه، گردشگر و نیروی متخصص جذابترند و وضعیت فعلی سیستم حمل ونقل شهری در کرمانشاه این مزیت را ایجاد نمیکند.
آنچه امروزه در شهر کرمانشاه می بینیم این است که مدیریت شهری تمام توان مالی و اجرایی خود در توسعه سیستم حمل ونقل عمومی را در این پروژه مشغول نموده و هم اکنون شهر از وجود یک سیستم حمل و نقل عمومی کارآمد محروم است.
بزرگترین هزینه پنهان یا هزینه فرصت پروژه قطار شهری کرمانشاه محرومیت فعلی از یک سیستم جامع وکارآمد حمل ونقل شهری است.
د) آیا در مدل تامین مالی پروژه قطار شهری سطح پایداری مالی شهرداری و خطر تعهدات آتی آن لحاظ شده است؟
ترکیب خطرناک تأمین مالی در قالب محدودیت بودجه عمومی + تسهیلات گران قیمت نشان می دهد مشکل فراتر از «یک انتخاب ناکارآمد» است، با سوق منابع آتی شهر به سمت این پروژه، کارایی نظام اقتصاد شهری کاهش می یابد. این وضعیت در آینده به یک بحران مالی ساختاری برای شهری که هم اکنون هم از وضعیت مالی نامناسب رنج می برد، تبدیل میشود. تخصیص بودجه ملی به این پروژه، به معنای نبود اولویت مهمتر و کم شدن سهم و یا محروم شدن سایر پروژههای زیرساختی شهری کرمانشاه و یا حتی دیگر پروژه های توسعه ای در استان کرمانشاه از اعتبارات ملی می باشد.
تسهیلات گرانقیمت با تعهد شهرداری:
این بخش، هسته بحران است تعهد شهرداری با درآمدهای ناپایدار (عمدتاً از محل عوارض و تراکم) با درآمدزایی مستقیم و جانبی پروژه همخوانی ندارد، قطار شهری در بهترین حالت پروژهای با بازگشت سرمایه بسیار طولانی و اغلب نیازمند یارانه مستمر است. بلعیده شدن منابع آتی توسعه شهری در این مدل تأمین مالی، یک چرخه معیوب بدهی ایجاد میکند بخش عمده درآمدهای آتی شهرداری (شاید برای یک تا دو دهه) باید صرف بازپرداخت اقساط و سود تسهیلات قطار شهری شود. شهرداری دیگر منابع کافی برای ارائه خدمات پایه از جمله نظافت، نورپردازی، عمران محلات، توسعه فضای سبز، حملونقل عمومی تکمیلی و پروژههای درآمدزای جدید نخواهد داشت و برای جبران کسری بودجه، شهرداری ممکن است مجبور به افزایش عوارض، فروش تراکمهای بیشتر (تخریب کیفیت زندگی) یا دریافت کمکهای مالی از دولت شود که آن هم محدود است.
در بدبینانهترین سناریو، اگر درآمدزایی پروژه (از فروش بلیط و سایر درآمدها و ...) بسیار کمتر از پیشبینیها باشد، شهرداری ممکن است با بحران بازپرداخت مواجه شود. این امر اعتبار شهر و نهادهای آن را در سطح ملی و بینالمللی تخریب میکند و دریافت هرگونه وام در آینده را ناممکن یا بسیار پرهزینه میسازد.
ھ) آیا با اجرای پروژه قطار شهری کرمانشاه در مسیر توسعه و تعالی گام برمیدارد؟
این پرسش، محل تقابل دو نگرش به توسعه است:
نگرش کمیگرا و فیزیکیمحور (نمایشی): در این نگاه، «توسعه» معادل احداث پروژههای عظیم فیزیکی مانند پل، تونل، خط ریلی، ساختمانهای بلند مرتبه و . . . بدون توجه به کارایی اقتصادی و یکپارچگی با سیستم شهری است. بر این اساس، ممکن است ادعا شود کرمانشاه در مسیر توسعه است.
نگرش کیفی و کارکردگرا (پایدار):
در این نگاه، «توسعه» معادل بهبود شاخصهای واقعی کیفیت زندگی مانند کاهش زمان سفر، کاهش هزینههای خانوار، افزایش رفاه عمومی، توزیع عادلانه امکانات است، توسعه واقعی، خروجیمحور است، نه ورودیمحور.
با استناد به مطالب پیشگفته، کرمانشاه در مسیر توسعه پایدار و تعالی واقعی گام نمیگذارد؛ بلکه در حال تجربه نوعی «رشد بیمارگونه» یا «توسعه نامتوازن» است یک پروژه بزرگ، به خودی خود نشانه توسعه نیست.
توسعه هنگامی محقق میشود که پروژهها مشکل واقعی را حل کنند (که این پروژه به دلیل محدودیت پوشش، طولانی شدن زمان اجرا و . . . مشکل ترافیک شهر را به شکل گسترده حل نمیکند) و یا بازدهی اقتصادی و اجتماعی مثبت و بالایی داشته باشند (که در اینجا با تردیدهای جدی مواجه است ) و به عدالت فضایی کمک کنند (این پروژه با متمرکز کردن امکانات در یک خط، نابرابری را تشدید می کند ) و در نهایت ظرفیت نهادی و سرمایه اجتماعی را تقویت کنند (که در اینجا شاهد تضعیف آن به دلیل فرآیندهای غیرشفاف و نادیده گرفتن صداهای کارشناسی هستیم)
جمعبندی:
تصور کنید یک بیمار، به جای دریافت یک برنامه درمانی جامع و کارآمد (در اینجا شبکه حمل و نقل بهینه و گسترده)، وادامه درمان، تمام سرمایه خود (و حتی درآمدهای آتی) را صرف خرید یک دستگاه پزشکی بسیار گرانقیمت اما تککارکرد (قطار شهری) کند که تنها بخش کوچکی از بیماری او را در آینده درمان میکند، این اقدام، نه تنها بیماری را در حال حاضر درمان نمی کند بلکه به سلامت کامل آینده نیز منجر نمیشود.
پروژه قطار شهری کرمانشاه، در صورت تداوم، بدون بازنگری اساسی، میتواند به نمادی از همین انتخاب ناکارآمد در تاریخ توسعه شهری ایران تبدیل شود.
راه نجات، بازنگری مبتنی بر شواهد و منطبق با نیازها وخواسته های شهروندان و بر اساس بررسی های مستقل کارشناسان خبره است، حتی اگر مستلزم خروج از «تله تعهد» باشد. این خود، مستلزم شجاعت پرداخت هزینههای متوقفسازی و بزرگترین گام به سوی «حکمرانی خوب» و «توسعه واقعی» خواهد بود.

نظر شما