روان انسان در میان دود و باروت

سرویس کردستان - حفظ سلامت روان در بحران هایی همانند جنگ، از اصول اولیه تاب آوری جمعی است که از نظر روانشناسان باید به آن توجه شود به ویژه برای گروه های آسیب پذیری که قادر به کنترل آرامش خود در شرایط خطر نیستند.

به گزارش کرد پرس، برای بقا دست و پا می زند؛ روان مردم در این دوران جنگ؛ یکی استرس فردایش را دارد که چه می شود و دیگری نگران کسب و کارش است و نمی داند دخل امروزش با فردا می خواند یا نه! یکی دلهره بچه هایش را دارد که آیا تحمل می کنند این وضع را و دیگری دل نگران عزیزان دور از شهر و دیار خویش است … یکی از آینده جنگ می ترسد و یکی از بلبشویی که در این دوران گریبان طمع کاران و نابخردان را می گیرد … یکی تیر تیز انتقادش به سمت منفعت طلبان می چرخد و از اینکه در هر موقعیتی سواستفاده می کنند تنفر دارد و دیگری از بی تدبیری مسئولان می نالد که چرا در چنین شرایطی مسئولیت خود را نادیده می گیرند و شهر را رها کرده اند و نظارتی ندارند … هرچه هست این روان آدمی است که در میان دود و باروت برای بقا می جنگد … .

روان انسان در میان دود و باروت

وضعیت هوشیاری دائمی در جنگ

هرکسی در این میدان جنگ به نحوی نگران است؛ نگرانی ای که به گفته «مجید زارعی» مشاور و روان درمان گر در کوتاه مدت و بلند مدت اثرات خود را می گذارد و ذهن ها را تسخیر می کند.  

او اثرات جنگ را بیش از هر چیزی بر روان جامعه می داند؛ «جنگ و درگیری‌های مسلحانه درون یک کشور، تنها معادله‌ای نظامی یا سیاسی نیستند؛ آن‌ها پیش از هر چیز، تجربه‌ای عمیقاً انسانی‌اند که در لایه‌های پنهان روان جامعه رسوب می‌کنند. بمب، موشک و گلوله‌ها شاید در خیابان‌ها پرتاب و شلیک شوند، اما پژواک واقعی آن‌ها در ذهن و روان مردمی باقی می‌ماند که هر روز با ترس، نااطمینانی و فقدان، دست‌ و پنجه نرم می‌کنند. تاریخ بسیاری از جوامع نشان داده است که پیامدهای روانی جنگ‌ها، اغلب ماندگارتر از خود درگیری‌هاست».

آن طور که «زارعی» می گوید «در نخستین روزها و هفته‌های جنگ و خشونت، جامعه وارد نوعی وضعیت «هوشیاری دائمی» می‌شود. مردم با هر صدای بلند از جا می‌پرند، خبرها را با اضطراب دنبال می‌کنند و ذهنشان دائماً در جست‌وجوی نشانه‌ای از خطر است. امنیت، که پیش‌تر امری بدیهی به نظر می‌رسید، ناگهان به مفهومی شکننده تبدیل می‌شود. در چنین فضایی، اضطراب جمعی به سرعت گسترش می‌یابد؛ خواب‌ها آشفته شده، تمرکز کاهش می‌یابد و زندگی روزمره حالتی موقتی و ناپایدار پیدا می‌کند».

روان انسان در میان دود و باروت

هشدار برای مراقبت از گروه های آسیب پذیر

او نسبت به اثرات روانی جنگ بر گروه های آسیب پذیر هشدار داد. «در میان این آشفتگی، برخی گروه‌ها آسیب‌پذیرتر از دیگران‌اند. زنان باردار که خود در مرحله‌ای حساس از زندگی قرار دارند، ممکن است زیر فشار اضطراب شدید با مشکلات جسمی و روانی بیشتری روبرو شوند؛ استرسی که نه‌تنها بر مادر بلکه بر سلامت جنین هم اثر می‌گذارد. سالمندان، که اغلب به ثبات و امنیت محیطی بیشتری نیاز دارند، در شرایط ناامن ممکن است با احساس عمیق‌تری از ترس، تنهایی و بی‌پناهی مواجه شوند. افراد دارای معلولیت هم با چالش‌های مضاعفی روبرو هستند: محدودیت در جابه‌جایی، دشواری دسترسی به خدمات درمانی یا حمایتی و وابستگی بیشتر به ساختارهای اجتماعی که در شرایط بحران ممکن است مختل شوند. برای این گروه‌ها، هر اختلال در نظم اجتماعی می‌تواند به معنای چند برابر شدن فشار روانی و احساس ناامنی باشد».

اشخاص دارای بیماری های خاص و مزمن؛ از دیگر گروه های آسیب پذیری هستند که این روانشناس اثرات روانی جنگ بر آنان را خطرناک می داند. «در این میان، افراد دارای بیماری‌های مزمن مانند دیابت، بیماری‌های قلبی یا سرطان در شرایط جنگی با چالشی مضاعف مواجه‌اند. قطع یا محدود شدن دسترسی به دارو و مراقبت‌های پزشکی نه تنها سلامت جسمی آنان را تهدید می‌کند، بلکه اضطراب و احساس بی‌ثباتی روانی شدیدی هم ایجاد خواهد کرد.

افراد دارای اختلالات روانی پیشین هم در چنین شرایطی بسیار آسیب‌پذیر هستند. کسانی که پیش‌تر با افسردگی، اضطراب یا اختلالات استرس دست‌ و پنجه نرم می‌کرده‌اند، ممکن است با تشدید علائم خود مواجه شوند، به‌ویژه زمانی که دسترسی به خدمات درمانی و حمایت‌های روان‌شناختی محدود می‌شود».

افراد آواره و بی خانمان شده؛ گروه دیگری از آسیب پذیران هستند که از نظر «مجید زارعی» اغلب در سکوت رنج می‌کشند. «از دست دادن خانه تنها از دست دادن یک ساختمان نیست؛ بلکه از دست دادن حس تعلق، امنیت و هویت مکانی است. خانه برای بسیاری از انسان‌ها نماد ثبات و خاطره هست و هنگامی که این پیوند ناگهان گسسته می‌شود، احساس بی‌ریشگی و ناامنی عمیقی در روان فرد شکل می‌گیرد».

اما آسیب پذیرترین گروه، کودکان و نوجوانان هستند که به گفته این روان درمان گر بیش از همه در معرض آسیب‌ قرار دارند. «ذهن در حال شکل‌گیری کودکان و نوجوانان خشونت را نه به‌ عنوان استثنا، بلکه به‌ عنوان بخشی از واقعیت جهان می‌آموزد. اضطراب‌های پایدار، مشکلات رفتاری و دشواری در ایجاد احساس امنیت از جمله پیامدهایی است که می‌تواند سال‌ها همراه آنان بماند. بسیاری از پژوهش‌ها نشان داده‌اند که تجربه‌های خشونت‌آمیز حتی می‌توانند از نسلی به نسل دیگر؛ نه از طریق ژن‌ها، بلکه از مسیر خاطره‌ها، روایت‌ها و فضای روانی خانواده‌ها منتقل شوند».

روان انسان در میان دود و باروت

ترومای جمعی؛ ضربه عمیق به روان جامعه

با وجود همه این ها، آنچه «مجید زارعی» آن را ضربه عمیق به روان جامعه می داند مربوط می شود به «ترومای جمعی». «اما شاید عمیق‌ترین ضربه زمانی وارد می‌شود که جنگ و خشونت از یک حادثه استثنایی به تجربه‌ای تکرار شونده تبدیل شود. در این مرحله، جامعه به تدریج وارد قلمرو «ترومای جمعی» شود؛ وضعیتی که در آن نه فقط افراد، بلکه حافظه و روان یک ملت تحت تأثیر قرار می‌گیرد. اختلال استرس پس از سانحه، افسردگی مزمن، احساس ناامیدی و بی‌اعتمادی گسترده به دیگران از پیامدهای رایج چنین تجربه‌ای است. وقتی مردم برای مدت طولانی در معرض ناامنی قرار می‌گیرند، اعتماد، این چسب نامرئی جامعه، به آرامی فرسوده خواهد شد».

تاب آوری جمعی در جوامع آسیب دیده

به گفته او تجربه بسیاری از کشورها نشان می‌دهد که داستان جوامع آسیب‌ دیده به همین‌جا ختم نمی‌شود. در کنار زخم‌ها، ظرفیت شگفت‌انگیزی برای ترمیم نیز در انسان و جامعه وجود دارد، مفهوم «تاب‌آوری جمعی» دقیقاً به همین توانایی اشاره دارد: "توان باز ایستادن، بازسازی و بازآفرینی زندگی پس از بحران ". «در بسیاری از جوامعی که دوره‌های خشونت را پشت سر گذاشته‌اند، فرآیند بازسازی نه فقط در ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها، بلکه در روابط انسانی و اعتماد اجتماعی رخ داده است. گفت‌ و گوهای اجتماعی، حمایت‌های روانی، نقش خانواده‌ها و نهادهای مدنی و روایت‌های امیدبخش از آینده همگی به ترمیم تدریجی بافت روانی جامعه کمک کرده‌اند. مردم یاد می‌گیرند که چگونه با خاطره‌های دردناک زندگی کنند، بدون آنکه اجازه دهند آن خاطره‌ها آینده را تعیین نمایند».

روان انسان در میان دود و باروت

حفظ امید در دل بحران

مطابق اظهارات «زارعی» در چنین شرایطی امید مفهومی ساده یا احساسی نیست؛ «امید نوعی انتخاب جمعی است. انتخابی برای اینکه جامعه، با وجود تمام زخم‌ها، مسیر بازسازی را برگزیده و دوباره به امکان زندگی مشترک ایمان بیاورد. تجربه تاریخ نشان می‌دهد که حتی پس از تاریک‌ترین دوره‌ها هم ملت‌ها توانسته‌اند خود را از نو بسازند و آرام، تدریجی و گاه نسل به نسل با امید به آینده‌ روشن در اعماق تاریکی‌ها بنگرند».

در نهایت، آنچه سرنوشت یک جامعه را تعیین می‌کند براساس برداشت این روانشناس «تنها شدت بحران نیست، بلکه توانایی آن در حفظ انسانیت، همدلی و امید در دل همان بحران است. زیرا درست در همان لحظه‌هایی که خشونت می‌کوشد جامعه را از درون فرو بپاشد، بذرهای بازسازی هم در دل مردم کاشته می‌شوند؛ بذرهایی که اگر با صبر، گفت‌ و گو و همبستگی آبیاری شوند، می‌توانند آینده‌ای دوباره ساخته‌ شده را رقم بزنند».

روان انسان در میان دود و باروت

راهنمای سلامت روان برای شرایط جنگ

حفظ سلامت روان در شرایط جنگی آن قدر اهمیت دارد که حتی کمیته مداخله در بحران انجمن روان‌شناسی ایران هم نسبت به آن تأکید دارد. این کمیته در راهنمای سلامت روان خود آورده که «در شرایطی که صدای انفجار جای صدای آرام طبیعت را می‌گیرد لازم است بیش از هر زمان دیگری از سلامت روان خود و اطرافیان‌مان مراقبت کنیم. جنگ نه‌تنها سلامت جسمی را تهدید می‌کند، بلکه سلامت روانی را هم در معرض آسیب‌های جدی قرار می‌دهد: ترس، اضطراب، ناتوانی، درماندگی، سوگ، بی‌خوابی و بسیاری احساسات دیگر، بخشی از تجربه روانی افراد در بحران‌های جنگی است». 

آنچه در راهنمای این انجمن آمده برگرفته از توصیه‌های منابع بین‌المللی نظیر سازمان بهداشت جهانی و با هدف ارتقای سلامت روانی در جامعه و حمایت از تاب‌آوری فردی و جمعی نگارش شده که می‌تواند به کاهش آسیب‌های روانی ناشی از جنگ و تقویت سازگاری در این شرایط دشوار کمک کند.  

«پذیرش احساسات و جلوگیری از سرکوب آن ها، دسترسی به اطلاعات و اخبار موثق و محدود، برقراری ارتباط اجتماعی و خانوادگی، حفظ روال عادی زندگی تا حد امکان، تمرین تکنیک‌های ساده آرام‌سازی، مراقبت از کودکان و سالمندان و دریافت کمک های تخصصی و حرفه ای در صورت بروز مشکل» از جمله نکات مهمی هستند که کمیته مداخله در بحران انجمن روانشناسی ایران توجه به آن ها در این شرایط ضروری و دارای اهمیت دانسته است.  

در دوران جنگ، لازم است هر انسان نه‌فقط مراقب جسم، بلکه روان خود باشد. همان روانی که این روزها مردم را با استرس و ترس از آینده نامعلوم درگیر خود کرده و امید دارند که هرچه هست به صرف و صلاح جامعه صورت گیرد.

کد مطلب 2794165

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha