به گزارش خبرنگار کردپرس، «زهره» خانه اش درست در محدوده نقاط حساس است. جایی که همین چند روز پیش مورد حمله قرار گرفت و باعث تخریب خانه شان شد. شیشه پنجره ها شکسته شدند و دیوار اتاق بچه ها ترک خوردند. او بیشتر از هرچیز نگران سه قلوهایش «سها و سهیل و سینا» است و می گوید نمی داند چطور برایشان شرایط را توضیح دهد. کودکانی که وقتی دیدند اتاقشان بهم ریخته مدام مادر و پدر را سؤال پیچ کردند و پاسخی می خواهند که در ذهنشان قابل درک و حلاجی باشد. این تنها مشکل «زهره» نیست بلکه اکثر ساکنان نزدیک اماکن نظامی و امنیتی با چنین مشکلی مواجه هستند. درست همانند «پروین» که تمام تلاشش برای بیان وضعیت موجود به دختر و پسرش بی نتیجه مانده و استرس خود را به دو فرزندش منتقل کرده، یا مانند «زهرا» که از پرسش های مداوم تنها فرزند ۵ ساله اش «رستا» کلافه شده و نمی داند چطور باید کودکش را آرام کند. این ها تنها بخشی از مشکلاتی است که مردم در این روزهای جنگی با آن درگیرند.
ثبات امنیتی کودکان از دریچه بزرگسالان
در واقع در روزهای جنگ یکی از گروه های آسیب پذیر که باید بسیار مراقب آنان بود کودکان هستند. کودکانی که ترس و نگرانی خود را از پدر و مادر و اطرافشان می گیرند و اگر حمایت و محافظت نشوند دریچه ذهنی آنان دچار اختلال خواهد شد. روانشناسان معتقدند که محافظت از کودکان در بحران های حساس همانند جنگ وظیفه پدر و مادر است و باید با صبوری ذهن کودک را آرام و فضای پیش رو برای او تعریف و احساسات او شنیده شود.
در همین زمینه مطابق گفته های «مجید زارعی» مشاور و روان درمان گر، کودکان ثبات امنیتی خود را از دریچه بزرگترها دارند و اگر این ثبات خدشه دار شود ذهن کودک بهم می ریزد. «در روزهایی که صدای اخبار جنگ، نگرانی و ناامنی در فضای جامعه پررنگ میشود، بیش از همه باید به گروهی توجه کرد که آسیبپذیرتر از دیگران هستند، کودکان؛ کودکان جهان را از دریچه امنیت، ثبات و حضور آرامبخش بزرگترها میشناسند. وقتی این ثبات خدشهدار میشود، ذهن کودک ممکن است دچار اضطراب، ترس یاسردرگمی شود؛ حتی اگر مستقیماً در معرض خطر نباشد».

شرایط کنترل روان کودک در خانه
او نخستین نکته مهم را در مدیریت فضای عاطفی خانه دانست. «بزرگسالان به یاد داشته باشند کودکان بسیار بیشتر از آنچه تصور میکنیم متوجه تنشهای اطراف خود میشوند. لحن صدا، مکالمات بزرگترها، تصاویر تلویزیون و حتی سکوتهای سنگین میتواند برای کودک پیامهایی نگرانکننده داشته باشد. بنابراین مدیریت فضای عاطفی خانه یکی از مهمترین مسئولیتهای والدین و مراقبان است».
«زارعی» بر کاهش مواجهه کودک با اخبار و تصاویر نگران کننده تأکید کرد. «یکی از اصول مهم در محافظت روانی از کودکان، محدود کردن تماس آنها با اخبار جنگ است. تصاویر خشونتآمیز یا گزارشهای مکرر میتواند باعث ایجاد ترسهای شدید، کابوس شبانه و اضطراب مداوم در کودکان شود. بهتر است اخبار در حضور کودکان به طور مداوم دنبال نشود و در صورت طرح پرسش از سوی کودک، پاسخها کوتاه، صادقانه و متناسب با سن او باشند.
انتقال آرامش به کودک در لحظه بحران
حفظ آرامش و انتقال این آرامش به کودک در صورت شنیدن صدای انفجار یا بمباران از دیگر مواردی است که این روان شناس آن را در مراقبت از کودکان حیاتی می خواند. «اگر کودک صدای انفجار، آژیر یا بمباران را بشنود، واکنش بزرگسالان اهمیت بسیار زیادی دارد. اولین اقدام این است که والدین یا مراقبان تلاش کنند آرامش خود را حفظ کنند، زیرا کودکان از هیجان و اضطراب بزرگترها به سرعت تأثیر میگیرند. نزدیک شدن به کودک، در آغوش گرفتن او و توضیحی ساده مانند «صدایی بود که ما الان در حال مراقبت از خودمان هستیم» میتواند به کاهش ترس کمک کند. در چنین موقعیتهایی بهتر است کودک تنها گذاشته نشود و در کنار بزرگسالان احساس حمایت و امنیت داشته باشد».
ایجاد احساس امنیت دیگر نکته ای است که «مجید زارعی» به آن اشاره می کند. «کودکان در شرایط بحران بیش از هر چیز به احساس امنیت نیاز دارند. حضور آرام و اطمینان بخش والدین، در آغوش گرفتن کودک و گفتن جملاتی مانند «ما مراقب تو هستیم» یا «الان کنار هم هستیم» میتواند اثر بسیار مثبتی داشته باشد. کودکان از واکنش بزرگسالان میآموزند که آیا باید بترسند یا میتوانند آرام بمانند».

گوش دادن و حفظ روتین روزمره کودک
از نظر این روان درمان گر حفظ برنامههای روزمره از دیگر مواردی است که می تواند آرامش کودک را ثابت نگه دارد. «در روزهای بحرانی، حفظ برنامههای عادی زندگی اهمیت زیادی دارد. زمان خواب، وعدههای غذایی، بازی، درس خواندن یا فعالیتهای روزانه اگر تا حد امکان در همان چارچوب قبلی ادامه یابد، به کودک کمک میکند حس ثبات و کنترل بیشتری داشته باشد».
از نکات دیگر در این زمینه گوش دادن به احساسات کودک است که به گفته «زارعی» رعایت آن بسیار ضرورت دارد. «برخی کودکان ممکن است درباره جنگ سؤالهای زیادی بپرسند و برخی دیگر سکوت کنند. هر دو واکنش طبیعی است. مهم این است که به کودک فرصت بیان احساسات داده شود. اگر کودک بگوید میترسد یا نگران است، بهتر است این احساسات را انکار نکنیم. جملههایی مانند «میفهمم که ترسیدی» یا «طبیعی است که نگران باشی» به کودک کمک میکند احساسات خود را بهتر مدیریت کند».
او استفاده از بازی و نقاشی برای تخلیه هیجانی کودک را از دیگر موارد ضروری برای حفاظت از کودکان عنوان کرد. «کودکان اغلب احساسات خود را از طریق بازی یا نقاشی بیان میکنند. فراهم کردن فرصت برای بازی آزاد، داستانگویی یا نقاشی میتواند به آنان کمک کند اضطراب خود را تخلیه کنند. در چنین شرایطی، بازی برای کودک فقط سرگرمی نیست، بلکه ابزاری برای تنظیم هیجانات است».
ابرای کودک خود الگوی آرامش باشید
آن طور که «زارعی» می گوید الگوی آرامش بودن برای کودکان از مهم ترین نکاتی است که بزرگسالان باید مورد توجه قرار دهند. «شاید مهمترین نکته این باشد که کودکان از رفتار بزرگسالان الگو میگیرند. والدینی که با وجود نگرانیها تلاش میکنند آرامش خود را حفظ کرده، به کودک پیام میدهند که شرایط قابل مدیریت است. مراقبت از سلامت روان والدین در واقع بخشی از مراقبت از کودکان است».
به گفته او در نهایت باید به یاد داشت که حتی در دشوارترین روزها، حضور آگاهانه و حمایتگرانه بزرگسالان میتواند سپری قدرتمند برای روان کودک باشد. کودکان بیش از هر چیز به اطمینان، محبت و ثبات نیاز دارند؛ چیزهایی که حتی در میان نااطمینانیهای بیرونی نیز میتوان برای آنها فراهم کرد.

نظر شما