به گزارش کردپرس، زنانی که در بازار روستایی شهرستان جزیر در استان شرناخ کردستان ترکیه، محصولات تولیدی خود را عرضه میکنند، میگویند علاوه بر گرمای طاقتفرسای تابستان، با تبعیض در محل استقرار نیز روبهرو هستند. آنها از شهرداری خواستهاند فضای مناسبی برای فروش محصولاتشان در نظر بگیرد.
این زنان هر روز پیش از طلوع آفتاب از روستاهای خود راهی بازار میشوند و با فروش ماست، شیر، خرفه، جعفری، خیار و دیگر محصولات طبیعی و خانگی، هزینههای زندگی خانوادههایشان را تأمین میکنند. اما به گفته آنها، اجازه فروش در بخشهای پررفتوآمد بازار را ندارند و به دورترین و آفتابگیرترین قسمت بازار هل داده میشوند.
به گفته این زنان، در پایان روز نیز به دلیل نداشتن امکان بازگرداندن محصولات به روستا، ناچار میشوند کالاهای باقیمانده را با قیمتی بسیار پایینتر از ارزش واقعی به فروش برسانند تا متضرر نشوند. آنها از شهرداری خواستهاند بازار ویژهای با فضای سرپوشیده برای زنان ایجاد کند.
قدرت ساغمان، از روستای «چمه شمو» در جزیر، می گوید که اجازه فروش در بخش شلوغ بازار را به آنها نمیدهند. او می گوید: «قبلاً در بخش دیگری از بازار بودم، اما وقتی آفتاب به آنجا رسید، مجبور شدم این طرف بیایم. اینجا هیچکس برای خرید نمیآید. مردم از قسمت بالای بازار خرید میکنند و به همین دلیل ما مشتری نداریم. اجازه هم نمیدهند به آن بخش برویم. صاحبان مغازهها و فروشندگان مرد میگویند جلوی مغازههایشان بساط پهن نکنیم. اگر جای مشخصی برای ما وجود داشت، میتوانستیم محصولاتمان را بفروشیم. با هزار زحمت این محصولات را به بازار میآوریم اما در نهایت روی دستمان میمانند. همه زنان خواهان ایجاد محل جدیدی برای فروش هستند.»
فاطمه حسناوغلو که با فروش محصولات دامی تولیدی خود هزینه تحصیل فرزندانش را تأمین میکند، می گوید زنان در شرایط بسیار دشواری کار میکنند: «از روستا میآیم، از دامها نگهداری میکنیم و بعد برای تأمین معاش به بازار میآییم. برای پرداخت هزینه مدرسه بچهها خرفه و جعفری میآورم و ماست و شیر هم تولید خودمان است. تا غروب زیر این آفتاب سوزان میمانیم و از شدت گرما فرسوده میشویم، اما چارهای نداریم. اگر جای جداگانهای برای زنان ساخته شود، بسیار خوب خواهد بود. همه دستفروشها را اینجا جمع کردهاند، راه تنگ شده و جایی برای ما نمانده است. مردم هم تمایلی ندارند به این قسمت بیایند. ما فقط میخواهیم مکانی تمیز و منظم داشته باشیم تا بتوانیم محصولات خانگی خود را راحتتر بفروشیم.»
او اضافه می کند: «امکان بازگرداندن محصولات به روستا را نداریم، بنابراین مجبور میشویم آنها را با قیمت بسیار پایین بفروشیم. اگر خانهمان نزدیک بود، دستکم میتوانستیم محصولات باقیمانده را به دامهایمان بدهیم، اما چنین امکانی نداریم.»
عایشه تولیجی که از طریق دستفروشی امرار معاش میکند، می گوید که بار مسئولیت زنان هر روز سنگینتر میشود: «برای به دست آوردن روزی فرزندانمان تلاش میکنیم، اما برای یک زن این کار بسیار سخت است. هم باید کارهای خانه را انجام دهیم و هم در بازار کار کنیم. من تنها هستم و کسی را ندارم. هم زندگی خانه و هم بساط بازار را به تنهایی اداره میکنم. گاهی از شدت خستگی از پا میافتم. به فشار خون و دیابت مبتلا هستم، اما باز هم مجبورم کار کنم. ما به مکانی خنک نیاز داریم؛ جایی که زنان بتوانند با آرامش کار کنند. اکنون اجاره خانهای که در آن زندگی میکنیم ۱۵ هزار لیر است و تأمین هزینههای زندگی هر روز دشوارتر میشود.»
زینب ایلری نیز با اشاره به سختیهای کار یک زن دستفروش می گوید: «ساعت دو و نیم یا سه بامداد از خانه راه میافتیم تا به بازار برسیم و تا شب زیر آفتاب برای به دست آوردن لقمه نانی تلاش میکنیم. برای تأمین مخارج خانواده و روزی فرزندانمان کار میکنیم، اما هیچکس مکانی مناسب برای ما فراهم نمیکند. سود و زیان ما هر دو زیر همین آفتاب رقم میخورد. هر روزمان به همین شکل میگذرد. از شهرداری میخواهیم برای ما فضایی سرپوشیده، خنک و امن ایجاد کند. ما برای تأمین معاش فرزندانمان اینجا هستیم و راه دیگری نداریم.»








منبع: مزوپوتامیا

نظر شما