نخبه کُرد
-
محمد قاضی؛ کُردی که ادبیات جهان را فارسی کرد
محمد قاضی، یکی از انسانها بود؛ مترجمی که با قلمش، شاهکارهای ادبی جهان را به زبان فارسی جان بخشید و نسلهای مختلف را با نویسندگانی آشنا کرد که شاید هرگز فرصت خواندن آثارشان به زبان اصلی را نداشتند.
-
میر جلادت بدرخان و «هاوار» برای زبان کُردی
میر جلادت علی بدرخان، یکی از برجستهترین چهرههای تاریخ معاصر فرهنگ و زبان کردی، در سال ۱۸۹۳ در استانبول چشم به جهان گشود. او نوه میر بدرخان جزیرهای و فرزند امین علی بدرخان، از بنیانگذاران جمعیت تعالی کرد، است. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در استانبول به پایان رساند و در جریان جنگ جهانی اول بهعنوان افسر ارتش عثمانی در جبهه قفقاز خدمت کرد.
-
شرفخان بدلیسی؛ پدر تاریخنگاری کردستان
شرفخان بدلیسی، تاریخنگار برجسته، شاعر و امیر کرد، یکی از مهمترین چهرههای فرهنگی و سیاسی کردستان در قرن شانزدهم میلادی است. او با نگارش کتاب گرانسنگ «شرفنامه»، ارزشمندترین و قدیمیترین منبع جامع درباره تاریخ سلسلهها و امیرنشینهای کردی را به یادگار گذاشت.
-
رفیق صابر از رمانتیسم تا مدرنیته؛ تبیین هویت ملی در افق شعر کردی
در ادبیات مدرن کردی، رفیق صابر به عنوان یکی از ارکان کلیدی و جریانساز در تحول ساختاری و درونمایهای شعر سورانی شناخته میشود. رفیق صابر در ۵ ژوئیه ۱۹۵۰ میلادی در شهر قلعهدزه (استان سلیمانیه کردستان عراق) متولد شد و پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در زادگاهش، به دانشگاه بغداد راه یافت و در سال ۱۹۷۴ در رشته زبان و ادبیات کردی فارغالتحصیل شد.
-
صالح مسلم؛ سیاستمداری از دل کوبانی تا صحنه سیاست بین الملل
داستان صالح مسلم از سال ۱۹۵۱ در روستای کوچک «شیران» در حومهی کوبانی آغاز میشود؛ جایی که مرزهای سیاسی، خانوادهها و فرهنگها را دوپاره کرده بود.
-
شیخ رضا طالبانی راوی دردهای دور کردستان
در تاریخ فرهنگ و ادب کردستان، نامهایی وجود دارند که نه تنها شاعرند، بلکه پژواک دردها، اعتراضها و حقیقتگویی مردمان سرزمین خود به شمار میآیند. یکی از این نامها، شیخ رضا طالبانی است؛ شاعری که در قرن نوزدهم میلادی با زبان تند و بیپرده، چهره جامعه و سیاست زمانهاش را بیرحمانه نقد کرد و با اشعار هجوآمیز و نیشدارش، جایگاهی خاص در تاریخ ادبیات کردی به دست آورد.
-
بهاء الدین ادب، مهندسی که دغدغه اش توسعه متوازن کردستان بود
بهاء الدین ادب، در ۳۰ مرداد ۱۳۲۴، در محله آقازمان سنندج به دنیا آمد. بعدها نام او با «سازندگی» و «مردمداری» گره خورد.