خلاء میانجی و نقشی که باید مجلس بازی کند
نهادهای انتخابی خصوصا مجلس و شوراهای اسلامی شهر و روستا، در کنار وظایفی که در حوزه قانونگذاری و نظارت بر اجرای قانون بر عهده دارند، یکی از مهم ترین کارویژه هایی هم که باید این نهادها انجام دهند، نمایندگی دردها و حرف ها و اعتراضات مردمی است که به آنها رای داده اند. در برهه هایی مانند آنچه که در بیش از 40 روز گذشته ایران با آن دست به گریبان است، این نهادها و نمایندگان مردم باید نقش مهم «میانجی» را بازی کنند.

کرد پرس- نگاهی به کنش های اکثر نمایندگان مجلس، خصوصا نمایندگان مردم مناطق کردنشین (غیر از یکی دو نفر) نشان می دهد این خلاء میانجی به شدت احساس می شود. بی پرده تر بگوییم انتظار می رفت  این نهاها و این نمایندگان چه در پارلمان محلی (شوراها) و چه در مجلس شورای اسلامی به عنوان گروه های مرجع،  از زمان شروع اعتراضات اخیر در میان مردم حضور می یافتند، اعتراض آنها در صحن مجلس بیان می کردند. حتی در صفوف مردم حاضر شده و دردها و اعتراضات واقعی را گوش می دادند و به عنوان یک پل ارتباطی آن را به دستگاه های متولی در مرکز انتقال می دادند.

نمایندگان مردم در شوراهای اسلامی شهرها هم باید به عنوان کسانی که دارای ارتباطات نزدیک با موکلان خود هستند همین نقش را ایفا کرده و جهت آرام کردن و اقناء مردم معترض گام بر می داشتند.

این میاجیگری یکی از الزامات و ضرورت های فضای فعلی است، نه اینکه فلان نماینده که در زمان انتخابات یا به مناسبت های خاص هر روز در راه روستاها و شهرها بود، از انزار عمومی حذر کرده هیچ، دستور فرموده است تابلوی دفتر ارتباطات مردمی اش را هم پایین بکشند که کسی فعلا آدرس دفترشان را نداند، مبادا خاطرشان مکدر شود. این نوع رفتارها خود یک ضربه سهمگین به اعتبار کرسی که تصاحب شده نیست؟

اکثریت قریب به اتفاق کارشناسان سیاسی بر این باروند در حال حاضر در ایران بیش از هر چیز نیازمند گفت و گو هستیم. البته گفتگو از آن الزاماتی است که تاریخ مصرف ندارد و همیشه مورد نیاز است. اما اکنون ضرورت آن بیش از هر زمان دیگری احساس می شود، در این میان یکی از مهمترین گروه های مرجع برای شکل دهی به این گفت و گو و بازی کردن نقش میانجی میان مردم و حاکمیت نهادهای انتخابی مانند مجلس و شوراهای اسلامی شهر و روستا هستند، چرا که  مجلس شورای اسلامی از ارکان اصلی اداره کشور است و  نمایندگان مجلس در انتخابات سراسری با رای مستقیم مردم برگزیده می‌شوند.

این نمایندگان از مناطق گوناگون و  حوزه‌های انتخابیه مختلف در کشور، به مجلس راه می‌یابند، اما طبق نص قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران،  نماینده همه ملت ایران‌ هستند و بر این اساس صلاحیت عام قانون‌گذاری و نظارت در همه امور کشور را دارند. بنابراین طبیعی است که انتطار داشته باشیم در شرایط خاص؛ مانند آنچه اکنون در ایران مشاهده می شود، این نهاد و افراد صاحب کرسی در آن نقش میانجی را ایفا کنند، اما ظاهرا کفایت سیاسی و اجتماعی برای ایفای این نقش در بسیاری از آنان کم است.  

 از سوی دیگر شوراهای اسلامی شهر و روستا هم که اکنون و در سایه ضعف فردی تبدیل به کارخانه شهردارسازی شده اند، نفش هایی فراتر از آن بر عهده دارند و قرار است صدای مردم باشند و از طرف دیگر بتوانند با تمیز درست و نادرست از هم به اقناء مردم و جامعه کمک کنند.