... الفاظ نهاد و گفتن آموخت / دکتر محمدعلی سلطانی
سرویس کرمانشاه _ دکتر محمدعلی سلطانی نویسنده و پژوهشگر برجسته کشور به مناسبت فرارسیدن دوم اسفندماه روز جهانی زبان مادری، نوشتاری ارزشمند و مفصل پیرامون اهمیت زبان مادری و جایگاه و منزلت آن، برای خبرگزاری کردپرس ارسال کرده اند که در ادامه می خوانید:

 تا خونی ریخته نشود خاطره ای بجا نمی ماند، طبیعت سرمایه و ثروت و قدرت قهریه این است و چون راه چاره ای برای اصلاح نمی یابد با یادی و حدیث وحکایتی و حمایتی دست به التیام می زند و از پنجره تمامیت خواهی خود به نتیجه آبی که در خوابگه مورچگان ریخته است می نگرد.

 مدیریت جهانی زبان علم و اقتصاد در سراسر گیتی را تصویب و تایید و ترویج کرده است، این تسلط زبانی و منزوی ساختن وحشتناک سایر زبان های ملی که گاه هزاران برابر گویشور اصلی داشته است بزرگترین ویرانی را در اکوسیستم انسانی ایجاد کرده است. با این حرکت تنوع و تفاوت زبانهای ملل را که نعمتی الهی و موجب تنوع در عرصه حیات بشری می باشد، با سلطه همه جانبه دانش و تکنولوژی و تجارت و جهانی در حال نابودی است، زیرا طبق گزارش سازمان جهانی یونسکو 96 درصد از زبانهای موجود در دنیا فقط در میان 4 درصد از کل جمعیت جهان رواج دارد و به همین سبب جوانان مطالبه گر دانشگاه های داکا، که آنزمان پاکستان شرقی خوانده می‌شد و امروز بنگلادش خوانده می شود در ۱۹۵۲.م به منظور اعلام زبان ( بنگالی ) به عنوان دومین زبان ملی پاکستان در کنار زبان( اردو) دست به تظاهرات زدند، تعدادی از آنها کشته شدند و این خاطره از آن خون ها به یادگار مانده است. چون بنگلادش استقلال یافت به تقاضای آن کشور از سازمان یونسکو در ۱۷ نوامبر ۱۹۹۹.م روز ۲۱ فوریه هر سال که برابر با دوم اسفند ماه است روز جهانی زبان مادری نامیده شد و از سال ۲۰۰۰ این روز در اکثر کشورهای جهان گرامی داشته می‌شود.

بنابراین اگرآزادی و ترویج زبان مادری را از چند دیدگاه از جمله امنیت سیاسی و تمامیت ارضی مورد بررسی قرار دهیم، خواهیم دانست، هیچگاه آزادی خواندن و نوشتن به زبان مادری موجب جدایی و تجزیه طلبی نخواهد شد، زیرا شخصیت انسان در حوزه زبان مادری شکل می گیرد و از پرتو آموخته های دامان مادر به جهان می نگرد و با اطراف خود و جهان آشنا می شود و در واقع زبان مادری بخشی از هویت اوست. زمانی که در سرزمین تمدنی هزاران ساله از آزادی لازم و طبیعی و قانونی برخوردار باشد باتوجه به اوضاع اقتصادی، سیاسی و نظامی جهان امروز هیچگاه به فکر جدایی نخواهد افتاد، تامین خواسته و هویت و تاریخ مردمان دو زبانه اطمینان به ادامه حیات علمی و تاریخی آنها را ضمانت می کند. آنچه موجب جدایی خواهی و تجزیه طلبی می شود، محرومیت، تبعیض، بی عدالتی، بی انصافی و رنج سیستم طبقاتی است، زبان مادری انسان ها را نادیده گرفتن و دهان او را دوختن، زجرآورترین شکنجه تاریخ بشری است به همین خاطر پاکستان شرقی جداشد و بنگلادش نام گرفت، یا با اعمال این موارد موجب جدایی آن شدند، زیرا پاکستان و کشورهایی که به اعتبار اختلاف دینی پس از جنگ دوم جهانی در خاورمیانه ایجاد شدند، بحث خاص خود را دارند و... .

سیاستگذاران این گونه برنامه ها چشم خود را بر زیبایی تنوع و فلسفه اخلاق و حقوق فرهنگی که جوانب آزادی زبان مادری است، می بندند و با خودشیفتگی تلقینی به زبان دولتی و ثروتی و قدرتی خود می نگرند، غافل از آنکه همان زبان تحت الحمایه هم در معرض صددرصد آسیب های یکسان سازی جهانی قرار دارد و اگر با رعایت اخلاق و حقوق انسانی به زنده نگاه داشتن زبان ها و گویش های قلمرو جغرافیای سیاسی خود همت گمارند، در واقع موجب توانمندی و جوانسازی و استحکام ریشه‌ی زبان ملی می شود. یادآوری این نکته ضروریست که با شاهد واضح و آشکار در جهان امروز، زبان یکسان موجب اتحاد اقوام و ملتها و حفظ تمامیت ارضی نیست، بلکه آنچه موجب یکپارچگی ملت می‌شود، سرنوشت واحد است. برای نمونه دولت بریتانیا و ایرلند با داشتن زبان واحد و پیشینه دیرینه، ایرلندی ها بشدت از پذیرش یگانگی با بریتانیا اکراه دارند و عنوان انگلیسی را برای خود اهانت تلقی می کنند، اما در هندوستان به سبب آزادی های زبانی و رسانه ای و احترام به عقاید واندیشه مختلف و متفاوت و متقابل مردم با جمعیتی قریب یک میلیارد و سیصد و پنجاه و سه میلیون نفر که دومین کشور پرجمعیت جهان و از لحاظ وسعت رتبه هفتم را در میان کشورهای دنیا دارد، علاوه بر دو زبان رسمی هندی و انگلیسی، بیست و دو زبان مختلف و متفاوت نیز در ایالات آن طبق قانون اساسی هند، رسمیت دارد. در بزرگترین کشور دموکراسی جهان ۱۶۵۲ گونه زبان و گویش شناسایی کرده اند که ۴۲۸ مورد آن زبان است و ازین تعداد ۴۱۵ مورد زنده و گویشوران چشم گیر دارد و ۱۳ زبان نیز منسوخ شده است .

زبان فارسی پیش از ظهور کمپانی هند شرقی دومین زبان رسمی هند و زبان علمی و فرهنگی آن قلمرو بود، که با حضور زبان انگلیسی کنار زده شد و دولت انگلیس خط و  زبان خود را به وسعت شبه قاره هند تکثیر کرد و ملت هند را مروج و معلم و معتمد زبانی خود کرد و مردم هند نیز امروز بخشی از زبان علم و اقتصاد جهان را تشکیل می دهد و در این حوزه شریک بلامنازع تمدن جهانی است. در هند میانگین مطالعه روزنامه (تایمز آف ایندیا) ششصد و چهار میلیون است، در ضمن به تمام زبانهای رسمی آن سرزمین نشریات گوناگون وجود دارد.

زبان فارسی از شرق به داخل کشور عقب نشست و محصور شد، از غرب نیز حوزه خط و زبان فارسی که در حوزه‌های سیاسی و علمی، فرهنگی و هنری امپراطوری عثمانی نقش اول را داشت، پس از فراز و نشیبها به داخل مرزهای غربی رسید و منزوی گردید، اقیانوسی کم نظیر و بی همتا در ادبیات و اسطوره و هنر در برابر زبان و ادبیات غریبی که حتی آکسفورد آنرا  زبان بی قاعده و دیوانه می خواند در زادگاه خود زمین گیر شد. زبانی که دومین زبان رسمی از تنگه داردانل تا شرق هندوستان بود امروز به سبب بی توجهی ها پانصد ساله اخیر طبق گزارش سازمان جهانی یونسکو بیست و پنج ۲۵ زبان در جغرافیای ایران سیاسی شناسایی شده است، پانزده  زبان در وخامت همه جانبه بسر می برد و هفت زبان دیگر در حال انقراض و سه زبان نیز کلا منقرض شده‌اند در حالی که انقراض یک زبان یعنی نابودی پیشینه و فرهنگ شفاهی و معلولیت بخشی از کالبد یک ملت با محو قصه ها، ترانه ها، امثال و حکم و.. . زبان فارسی با این پیشینه و موجودی گرانسنگ  در  ادبیات جهانی، امروز در حوزه های مختلف صنعتی و پزشکی و مهندسی و ... قریب دومیلیون واژه کم دارد و با سرعت اختراع  و اکتشاف و گسترش دانش روز هرروز بر تعداد آن افزوده می شود.

زبان کُردی و شاخه های آن دومین زبان ملی ایران محسوب می‌شود که فعالترین عرصه ها را در بین زبانهای کشور در تحقیق و تالیف و تصنیف و شعر و موسیقی و داستان و رمان و فرهنگ لغات و رسانه مکتوب به خود اختصاص داده است و در این سرمایه ارجمند وام دار ادبیات گورانی است که تا آغاز قرن هیجدهم میلادی بزرگان ومفاخر گوران داشته های شکوهمندی را در تمام زمینه ها ارائه کرده اند. ادبیات و موسیقی و هنر گوران درهورامان و کوهپایه های زاگرس و جزایر پراکنده زبانی آن سیر تطور ادبیات این سرزمین را در برگرفته است، و این قلم که چهل سال پیش چون سایر موارد و موضوعات پژوهشی منطقه  ای سنگ اساس گوران پژوهی را در حوزه تاریخ و ادبیات و ادیان گذاشته و همچنان تا به امروز ادامه داشته و دارد،  که بی دریغ مورد رجوع بسیاری بوده و به شیوه‌های مختلف مورد استفاده استادان و دانشجویان و پژوهشگران و علاقه‌مندان قرار گرفته است. خوشوقت و سعادتمندم که امروز باتلاش آکادمیک و تحقیقات فرازمند فرزندان فاضل این سامان همچون دکتر آرش اکبری مفاخر با آثار ارزشمند در ادبیات کهن گورانی و دکتر اسماعیل شمس در بخش کردشناسی دائره المعارف بزرگ اسلامی که با تالیف و تحقیق کتاب و رساله و نگارش مقالات دانشنامه ای گامی ماندگار در احیا آثار و مأثر زبان و فرهنگ زادگاه خود بدون ادعا و با دانش و حیا برداشته و برمی دارند. ذکر خیر آنها و رعایت انصاف و احترام و یادبود ایشان و تمام شخصیت‌هایی که در این راه دقایق گران بهای زندگی را صرف کرده اند، وظیفه هر صاحب دانش و بینشی است که با شیفتگی و شتابزدگی و نفرت پراکنی و بار خاطر هیچ حرکت فکری و اندیشه فرهنگی به مقصد نمیرسد، بهانه خوبیست که از طریق این نوشتار به تمام اهل دانش و بینش که در راه احیا و بقای زبان و ادبیات گورانی تلاش می‌کنند به ویژه این دو گرامیان دانشور دست مریزاد  بگویم.

از دایره سخن دور نشوم، طبق اصل پانزدهم قانون اساسی، زبان رسمی کشور فارسی است و در کنار زبان فارسی دانش آموزان دو زبانه به زبان مادری بلامانع است، همچنین براساس ماده سه اعلامیه جهانی حقوق زبانی، برای هر زبانی حقوقی وجود دارد و همه گروههای  زبانی در این حقوق برابر هستند که عبارتند از: ۱_ حق آموزش به زبان و فرهنگ زبان مادری /۲_ حق دستیابی به خدمات فرهنگی چون؛ فرهنگستان و دپارتمان .../ ۳_ حق حضور برابر  زبان و فرهنگ در رسانه های ارتباط جمعی چون رادیو و تلویزیون / ۴_ حق برخوداری از حمایت های مرسوم و توجه برابر از سوی حکومت در تمام زمینه ها ی فرهنگی.

با کمال تاسف اصل پانزدهم قانون اساسی و نیز موارد اعلامیه جهانی حقوق زبانی در کشور ما تاکنون به تمام اجرا نشده است. و همین عدم اعتنا به قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق زبانی و بی توجهی به زبان مادری لطمات جبران ناپذیری را متوجه جامعه ما کرده، بیشتر از همه سیاستگذاران صدا وسیما و آموزش و پرورش و در این ویرانی و تخریب حقوقی و اخلاقی و روانی موثر بوده اند و فضای مجازی با استفاده مخرب از گویش های کهنسال در کوهپایه های زاگرس به شیوه انتحار فرهنگی در رقابت های قرون وسطایی چهره نموده است. امروز کودکان مناطق مرزی و روستاها در گفتگوهایشان با تلویزیون به گویش تهرانی سخن می گویند؟! و کتاب ارزشمند (فرهنگ سخن) که در حوزه زبان فارسی و واژگان متداول امروزی حرف اول را می زند، محور را بر گویش تهرانی قرار می دهد، زیرا در حالی که زبان شناسان اروپایی قریب سیصد گویش و لهجه را در نواحی شاهرود و سمنان ثبت و ضبط و آرشیو می کنند. ما بعلت عدم امکانات مادی و حمایت و برنامه‌ریزی لازم و...از پرداختن به لهجه های فارسی شهرستان های خارج از تهران عاجزیم، تا چه رسد به زبان کُردی و ترکی و ... .

همه ساله کتاب جغرافیای استان را بطور جداگانه با تیراژ چشم گیر در سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی کتابهای درسی چاپ و منتشر می‌کنند و اوضاع سیاسی و اقتصادی و طبیعی استان ها را در مدارس تدریس می نمایند، اما پس از چهل و اند سال هنوز از آماده سازی کتاب های تحصیلی دوره ابتدایی به زبان مادری که صراحت قانون اساسی است خبری نیست؟! در حالی که اگر به استان ها واگذار می شد و هر شهرستانی مسئوولیت کارشناسی تدریس زبان مادری را به عهده می گرفت در اسرع وقت سامان پذیر بود و والدین در کمال رضایت و سایر موارد هزینه آنرا می پذیرفتند .

استرس و خودکم بینی در تحصیل زبان دوم از ذهن کودکان محو نمی شود، دانش آموزی که به زبان مادری نتواند بخواند و بنویسد به تایید تمامی روانشناسان رشد سالم و زندگی طبیعی نخواهد داشت و هر چند به نیروی استعداد خود به مراتب بالای علمی و سیاسی و اجتماعی دست یابد اما شخصیت او که باید در دایره ارتباطات گفتاری خانواده شکل بگیرد و از آن تجربه‌ها در خارج از محیط خانواده سود جوید، در جامعه با بن بست همه جانبه مواجه می شود و بدتر آنکه با کودکی با زبان دوم سخن گفته شود، و زبان مادری را نیاموزد که کودکی منفصل از تمام زیبایی و ظرافت های زبان مادری خواهد بود شاخه بریده ای که لطافت باران و نوازش نسیم و عنایت خورشید و صدای پای آب را درک نمی کند و پیوند آن با فرهنگ و آداب و رسوم و اخلاق و ... امری محال است، شخصیتی فروریخته که هویت خود را باخته و از روابط عمومی در جامعه محروم  است، این نظر اکثر روانشناسان درباره فقدان آموزش زبان مادری است، زیرا شخصیت سازی فقط با زبان مادری امکان پذیر است.

بنابراین غیر فارسی زبانان ایران که جمعیتی بین 40 تا 50 درصد جمعیت کشور را تشکیل می دهند، به سبب همین لطمات روانی قریب 70 درصد مردودی در کلاس های اول و دوم ابتدایی در استانهای دو زبانه کشور دارند.

یونسکو برای جلوگیری ازاین لطمات انسانی آموزش های چند زبانه را بعنوان زمینه توسعه پایدار سرلوحه برگزاری روز جهانی زبان مادری قرارداده است، زیرا آموزش به زبان مادری در کنار زبان مصوب در قانون اساسی موجب بقای فرهنگ و هویت جامعه است، زبان مادری زیر بنای تفکر و زبان درونی انسان است، چون تفکر به زبان دوم شکل نمی گیرد، به همین سبب علمای علم منطق که دانش آن ریشه در یونان باستان دارد، انسان را (حیوان ناطق ) گفته اند. نطق در اینجا مترادف اندیشه است و چنانکه گفتیم اندیشه با زبان دوم شکل نمی گیرد، بنابراین با محروم کردن هرنسل از حق مسلم علنا آنرا از حیطه تعریف انسانی خارج کرده که این عمل مورد پذیرش هیچ دین و مذهب و آیین و احزابی نیست، زبان مادری، ذهن را و ذهن نگاه به جهان را که حاصل آن دوهویت انسان خواهد شد.

نوشتن به زبان مادری قویترین مسکن و مجرب ترین درمان برای فرافکنی روانی است که به انسان آرامش و اهلیت می بخشد و به روایت ساده تر نویسنده اهل زبانی است که به آن می نویسد.

آنچه به نسل کشی زبانی پایان می دهد ایجاد زمینه طبیعی برای رشد و پرورش زبان مادری است، در اسرع وقت این مهم را فراهم کنیم، زیرا مهاجرت های لجام گسیخته از روستا به حاشیه شهرها، ایجاد شهرکهای اقماری، و تبدیل قصبات به شهرستان و شهر، روی آوردن به شهرهای بزرگ به ویژه تهران، دگرگونی زیربنایی اجتماعی و سیاسی و فرهنگی قبایل و زیرمجموعه های آنها، جنگ های منطقه ای و ویرانی مناطق و برپایی اردوگاه ها در غیر زادبوم آوارگان جنگی  و... ضربه های مهلکی بر پیکر زبان های مادری وارد ساخته است و هجوم قشر مرفه به جزایر جنوب و جنگل های شمال بسیاری از ساکنان را به فراموشی زبان مادری محکوم کرده است.

سر و سامان این وادی حیاتی بدون همتی همگانی با نظارت و عنایت صاحب نظران حوزه زبانشناسی ، روانشناسی و جامعه شناسی و همراهی رسانه های ارتباط جمعی میسر نخواهد بود .

آنچه امروز بعنوان زبان مادری به ویژه در رابطه با زبان و ادبیات کردی در استانهای غرب کشور ساری و جاری است، در حد طراحی آکواریومی است، که راه بجایی ندارد، زیرا زبان مادری تاب مستوری در صفحاتی از نشریات یا لحظاتی از رادیو و تلویزیون ندارد و در چنین وضعی چون هسته بسته ای است که جز پوسیدگی در خاک، جوانه ای نخواهد داشت. زبان مبارک مادری باید در تمام شئون و اقشار پیشرو جامعه در حوزه‌های مختلف علمی ،فرهنگی و اداری، در محاوره و سخنرانی ها و مراکز صنعتی و تجاری، در دانشگاه ها با برگزاری کنگره و کنفرانس و سمینار ها بکار گرفته شود تا نقش خود را در توسعه پایدار بازیابد، این راه متضمن ایجاد برنامه‌های کودک و نوجوان تا فیلم های سریالی و نشریات گوناگون به شیوه موجود در ایالات هندوستان است.

سخن پایان اینکه باید همگام با حفاظت محیط زیست از زبان مادری نگاهداری و مواظبت کنیم چون طبق آنچه سازمانهای جهانی گزارش داده اند، در طی پنج قرن گذشته، یعنی از دوره صفویان تا به امروز حدود ۵/۴ درصد از کل زبانهای رایج جهان نابود شده است، در حالی که در این مدت ۳/۱ درصد پرندگان و ۹/۱ درصد پستانداران از میان رفته اند و همگان بر حال جنگل ها و دریاها و دریاچه ها واقفند! زبان مادری را از یاد نبریم.