خبرگزاری کردپرس _ و اما موشک صورتی خود معجزه ی دیگریست!
معجزه ای که تصور آن، دل آدمی را برای شرافت و غیرت توامان انسانیت عزیزان مدافع وطن تپنده و گرمتر می دارد!
کافی ست کمی احوال آن رزمنده ی عزیز را تصورکنیم! رزمنده ای در میان سنگرهای تاریک و ژرف و سرو کوهستان.
در کشاکش داستان جنگ و امکان شهادت و بوی باروت و اضطراب انفجار
فرچه بدست میگیرد و رنگ صورتی مهربان را بر تنه بی رحم موشک مینوازد و مینوازد تا دل دخترک زیبای ایران را آفتابی کند!
خیالش هم معجزه است!
تا چه رسد به رخدادش..
کجای جهان
آخر کجای هستی
کجای کهکشان
چنین رزمندگانی دارد؟
که میان آتش و خون و شهادت
در پی رنگ صورتی و فورچه برود
تا بدنه سخت موشک را
با آرزوی دخترکی معصوم
آذین ببندد؟
تا دختر ایران را با برآوردن آرزویش را شاد بدارد!
آری باید بالید
باید خرامید
به
داشتن چنین سرو های بلندی
چنین کوههای سبزی
چنین چشمه های زلالی
چنین مردان اهورا سیرتی...
آنهم در برابر دشمنی آلوده به تمام پلشتی های
هستی و تمام نباید های جهان
از جنین خواری تا کودک آزاری و قتل و خونخواری!
آری
باید ایمان آورد که
این جنگ
جنگ کشوری با کشور دیگر نیست!
این جنگ
جنگ ملتی با ملت دیگر نیست!
باید از خواب پرید
باید از خواب پراند
که
این جنگ
جنگ اهورا های هستی ست با اهریمنی ترین مترسگان تاریخ!

نظر شما